عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٩ - شهوت شكم يا تنور جهنم
دادهاند، تا بداند كه شكر بر وى واجب است و شكر بدان بود كه فرمان ها به جاى آرد و از معصيتها دور باشد و در جمله ساعتى در آنها تفكر كند[١].
بهاء الدين ولد فرزند مولوى مىگويد:
|
گفت احمد هركه دو روزش يكى است |
هست مغبون و گرفتار شكى است |
|
|
بى يقينى مىزند در ابلهى |
پر ز بادى هم چو انبان تهى |
|
|
هر دمى پس مىرود از پيش صف |
مىشود صافيش دردى هم چو كف |
|
|
رنج او هر لحظه بدتر مىشود |
هر دمى او زشت و ابتر مىشود |
|
|
سوى دوزخ مىرود آن رد باب |
بى عذاب بحر در بحر عذاب |
|
|
پيش از آن كه كار تو آنجا رسد |
هر دمى غفلت تو را واپس برد |
|
|
رو به سوى اصل خود هم چون خليل |
بگذر از استاره و چرخ نبيل |
|
|
پاى همت بر خور و بر ماه نه |
سر بر آن ايوان و آن درگاه نه |
|
|
اين خودى را خرج كن اندر خدا |
تا نمانى هم چو ابليسى جدا |
|
|
آب جان را ريز اندر بحر جان |
تا شوى درياى بىحد و كران |
|
شهوت شكم يا تنور جهنم
جاذبه شكم و جاذبه مواد چرب و شيرين و خوش طعم غذايى بسيار قوى است، در حدى كه بسيارى از اهل عالم با قوت و قدرت اين دو جاذبه با سرعتى فوق العاده به هلاكت و فنا، به شقاوت و بدبختى، به تيره روزى و عاقب سوزى افتادند.
گرسنگى در تمام ايام عمر و خوش مزه بودن مواد غذايى، دو علت قوى براى
[١] -كيمياى سعادت: ٢١٨- ٢١٩، ركن اول.