عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١١ - اسرار تيمم
تحت عنوان حيات حقيقى اسم مىبرند.
هم چنان كه آب ها از نظر شيرينى و تلخى با هم متفاوتاند، علوم هم از نظر شرافت و خست با هم تفاوت دارند، همه علوم با هم يكى نيستند، معارف الهيه كجا و علوم ظاهرى و رسمى كجا، به همين خاطر عقل و نقل از معارف الهيه تعبير به حيات حقيقى مىكنند.
و هيچ موجودى در اين عالم به حسب استعداد و استحقاق و قابليت از اين علم كه در حقيقت حيات اوست خالى نيست و نمىتواند خالى باشد، چون در صورت خلو، عدم خواهد بود، موجوديت موجود در هر شأنى كه از وجود قرار دارد بسته به اين علم است و حيات هر ذى حياتى در گرو اين علم است چنانچه در آيه شريفه:
[و إن من شيء إلا يسبح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم][١].
وهيچ چيزى نيست مگر اينكه همراه با ستايش، تسبيح او مىگويد، ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد.
توضيح دادم و گفتم براى شىء تسبيحى نيست مگر بعد از معرفت و اقرار به وجود مقدس حضرت مولا و اين معرفت و اقرار قابل صدور نيست مگر از موجودى كه زنده باشد به حيات صورى يا حيات معنوى پس صحيح است كه بگويم: براى هر شيئى در وجود سه چيز است: علم، معرفت، حيات.
و گفتار حضرت پروردگار در آيه شريفه:
[أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها][٢].
[١] -اسراء( ١٧): ٤٤.
[٢] -رعد( ١٣): ١٧.