عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٩ - تا بارگاه معبود
و علم و عمل و غير آن، به خودى خودت در تو باقى و ثابت است و تو در بند آنى كه آن را وسيلت وصول به جناب وصل ما سازى، چنان است كه مىخواهى كه در خانههاى مراتب وصل حضرت ما، از راه پشت بام درآيى و هرگز كسى اين را ميسر نشود و از اين راه بىراهى بقاى هستى و آگاهى مضاف به تو كه پشت و بام اين خانههاست، هيچ كس به اين خانههاى مراتب وصل ما نرسيده است و نتواند رسيد.
چه اطراف اين بارگاه از باروى عزت:
[إن العزة لله جميعا][١].
همه عزت و توانمندى براى خداست.
و سد محكم:
[و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها و لكن البر من اتقى و أتوا البيوت من أبوابها][٢].
و نيكى آن نيست كه به خانهها از پشت آنها وارد شويد، [چنان كه اعراب جاهلى در حال احرام حج از پشت ديوار خانه خود وارد مىشدند نه از در ورودى] بلكه نيكى [روش و منش] كسى است كه [از هر گناه و معصيتى] مىپرهيزد. و به خانهها از درهاى آنها وارد شويد.
حصنى عظيم منيع دارد و باز درهاى آن خانههاى اسما و صفات كه مراتب وصل مااند و آن درهاى محض فنا و محو آثار و حظوظ است، بالكليه از كوفتن چون تويى كه هنوز از سر حظوظ خود برنخاستهاى و لذت وصال ما به قيمتى از
[١] -يونس( ١٠): ٦٥.
[٢] -بقره( ٢): ١٨٩.