عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٩ - حقوق مؤمن بر مؤمن
جنازهاش حاضر شوى و در مرضش از او عيادت نمايى، بدنت را براى حل مشكلش آماده كنى، كارى كنى كه حاجتش را مجبور نشود از تو بخواهد، بلكه به محض فهميدن حاجت او به قضاى حاجتش اقدام كنى، چون اين حقوق را به جاى آوردى ولايت و دوستىات را به او متصل و از آن جانب به ولايت حق متصل شده است[١]!!
قال أبوعبدالله ٧: أحسن يا إسحاق إلى أوليائي ما استطعت فما أحسن مؤمن إلى مؤمن ولا أعانه إلاخمش وجه إبليس وقرح قلبه[٢].
امام صادق ٧ فرمود: اى اسحاق! به دوستانم تا جايى كه مىتوانى نيكى كن كه مؤمن به مؤمن نيكى نمىكند مگر اينكه صورت ابليس لطمه خورده و قلبش پر از هم و غم مىگردد.
امام صادق ٧ فرمود:
مؤمن، برادر مؤمن و چشم او و راهنماى اوست، به او خيانت نمىكند و خذلان او را نمىخواهد، مؤمن براى مؤمن بركت است، دو مؤمن وقتى وارد منزل مؤمنى مىشوند و آن مؤمن گرسنگى آنها را برطرف مىنمايد بهتر از آزاد كردن يك بنده است؛ وقتى مؤمنى به مؤمنى قرض بدهد به خاطر خدا، اجرش همانند صدقه است و وقتى مؤمن براى حل مشكل مؤمن قدم بردارد، به هر قدمى حسنهاى به او عنايت مىشود و سيئهاى از او محو مىگردد و درجهاى از او بالا مىرود و پس از آن به ده حسنه رسيده و ده حاجتش برآورده مىگردد و مؤمنى كه پشت سر مؤمن دعا
[١] -الكافى: ٢/ ١٦٩، باب حق المؤمن على اخيه، حديث ٢؛ بحار الأنوار: ٧١/ ٢٣٨، باب ١٥، حديث ٤٠.
[٢] -الكافى: ٢/ ٢٠٧، باب فى الطاف المؤمن وإكرامه، حديث ٩؛ وسائل الشيعة: ١٦/ ٣٧٧، باب ٣٢، حديث ٢١٨٠٧.