عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٠ - كمالات امام على
سودپرستى و آزمندى، استثمار و احتكار منافع بر مردم حكومت مىكند، و دشمنان على ٧ به خاطر آنها با هم مىجنگند و سپس در برابر صاحب اين قلب و زبان پرمهر و محبت و براى نبرد با آن يكى مىشوند و متحد مىگردند.
آيا در قاموس لغات و كلمات معنى عصمت و بىگناهى را دريافتهاى، لغت و كلمهاى كه مردم آن را به كار مىبرند، مىنويسند و در زندگى خود كم يا زياد با آن به سر مىبرند و هركسى به حكم تكوين خود، چيزى از آن بهره مىبرد و همه همزادان آن از قبيل: پاكى دل، صفاى نيت، صفاى محض به سوى آن مىخوانند.
و اگر بخواهى كه آن را در چيزى محسوس و مادى نشان دهى و به اشكهاى شب و شبنم صبحدم آن را تشبيه كنى، كار درستى نكردهاى؛ زيرا بىگناهى و عصمت پاكى انسان است نه مولود شب و صبح، بىگناهى محض و عدم آلودگى از قلب سليم و دل پاك سرچشمه مىگيرد، قلبى كه چنان بر صاحب خود تكيه دارد كه زمستان بر حرارت خورشيد!! و چنان بر آن بستگى و پيوند دارد كه زمين بر آب، تا آن را زنده و سرسبز و خرم سازد!
آيا بزرگمردى را شناختهاى كه از عوامل محبت و وفا بيش از آنچه ديگران فهميدهاند درك كرده بود و اين محبت و اين وفا در چهارچوب سرشت خالص او و آميخته با جان و دل او بود، همه را دوست داشت و آن را به خود مىبست.
و در وفا نيز بر خود تكليف روا نمىداشت و از صميم دل دريافته بود كه آزادى قداستى دارد كه هستى و جهان خواستار آن است و هيچ چيز را به جاى آن نمىپذيرد و در محور آن هر عاطفه و هر فكرى دور مىزنند و بر محور آن محبت و وفا آزاد و بى قيد مىگردند و از اينجا است كه بدترين برادران آن كسى است كه براى او تكلف بايد كرد و طبعا بهترين آنها كسى است كه چنين نباشد.
آيا از فرمانروايى خبر دارى كه خود را از نان سير خوردن دور نگهدارد، چه در