عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٨ - بهترين نوع لباس
قنبر فرمود:
براى من و تو پيراهن لازم است، چون لباس هر دو نفر ما در حدى كهنه شده كه قابل استفاده نيست. پس به بازار پيراهن فروشان رفتند و دو پيراهن قيمت كردند يكى به دو درهم و يكى به سه درهم و هر دو را خريدند، چهار درهمى را به قنبر مرحمت كرد و فرمود: بپوش. عرض كرد: على جان! شما عهده دار رياست كل كشورى پيراهن قيمتىتر زيبنده شماست. فرمود: قنبر! من به پيرى نزديك شدهام و تو جوانى، پيراهن كم قيمتتر برازنده من و پر قيمتتر زيبنده تو است!![١] بياييد روش زندگى را در برابر جسم و اين بدن خاكى، بدنى كه فردا در قبر خوراك ماران و موران است از اولياى خدا بياموزيم؛ بياييد قدرى هم براى صفحه ديگر حياتمان كه آخرت است فكر كنيم؛ بياييد با نور هدايت مردان راه حق از ظلمتكده جسم خود را نجات داده و به ساحل كرامت و عظمت و شخصيت برسانيم؛ بياييد خود را از رسوايى و تنگ نظرى نجات داده و ميدان فكر و انديشه را به وسعت عالم وسعت دهيم!
به قول شاعر نكته سنج، سعدى بزرگوار:
|
توانگرى نه به مال است نزد اهل كمال |
كه مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال |
|
|
من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم |
تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال |
|
|
محل قابل و آن گه نصيحت قائل |
چو گوش هوش ندارى چه سود حسن مقال |
|
[١] -الغارات: ١/ ٦٦.