عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٦ - علائم پاكان و صديقان
شنيدند و آنچه را بايد بگيرند، گرفتند.
كوردلان و نادانان و احمقان و راه نرفتگان چه مىدانند كه در اين بزم چه خبر است و چه مىفهمند كه اين واقعيتهاى پرارزش يعنى چه؟
به قول عارف دل سوخته حاج ميرزا حبيب الله خراسانى:
|
اى كه گويى شاه خوبان را وفايى نيست هست |
وى كه گويى درد هجران را دوايى نيست هست |
|
|
اى كه گويى خضر و اسكندر همه افسانه بود |
در جهان سرچشمه آب بقايى نيست هست |
|
|
اين همه رخشنده گوهر از كجا گردد پديد |
در جهان گويى اگر بحر صفايى نيست هست |
|
|
بسگهر شد سنگ وزر شدخاك وتن شد جان پاك |
شمس معنا را مگر نور و ضيايى نيست هست |
|
|
بس فقير آمد توانگر بس گدا شد پادشاه |
شاه جانها را مگو جود و عطايى نيست هست |
|
[يؤمنون بالله و اليوم الآخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يسارعون في الخيرات و أولئك من الصالحين][١].
[در سايه قرآن و نبوت پيامبر] به خدا و روز قيامت ايمان مىآورند و به كار شايسته و پسنديده فرمان مىدهند، و از كار ناپسند و زشت بازمىدارند و در كارهاى خير مىشتابند و اينان از شايستگانند.
[و الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله و الذين آووا و نصروا
[١] -آل عمران( ٣): ١١٤.