عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٨ - اقسام غسل از ديدگاه عارفان
از سنگينى هواى نفس، خويشتن را سبك سازيد تا به كاروان بهشتيان ملحق شويد.
سپس طرف راست وجود را غسل بدهد، يعنى روحى كه از جانب يمين به اودميده شده، يمينى كه در روايات از آن تعبير به روحانيات يا تعبير به آخرت يا تعبير به جنت شده است.
سپس چپ را غسل دهد، آن جانبى كه از آن تعبير به جسمانيات و سفليات و نفسانيات يا تعبير به دنيا شده است.
در اين دو شستشو آب ترك و تجريد لازم است كه از علقه به دنيا و آخرت پاك شده و فقط اتصال به مولا پيدا كنى، چرا كه دنيا مخصوص اهل شمال و آخرت مخصوص اهل يمين است، اما خدا مخصوص به سابقون و مقربون است.
اما غسل اهل حقيقت: آن طهارت از جنابت حقيقى است كه عبارت از مشاهده غير است مطلقا.
در قسمت قبل گذشت كه جنابت به معناى بعد و دورى از حق است و كدام دورى بدتر از مشاهده غير حق است، امكان ازاله اين دورى جز با قرب نيست، آن هم قرب به توحيد حقيقى كه مشاهده حق است با چشم دل من حيث هو هو، در قرآن نخواندهاى:
[شهد الله أنه لا إله إلا هو و الملائكة و أولوا العلم قائما بالقسط لا إله إلا؛ هو العزيز الحكيم][١].
خدا در حالى كه برپا دارنده عدل است [با منطق وحى، با نظام متقن آفرينش و با زبان همه موجودات] گواهى مىدهد كه هيچ معبودى جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش نيز گواهى مىدهند كه هيچ معبودى جز او نيست؛ معبودى كه تواناى شكستناپذير و حكيم است.
ترتيب اين غسل چنين است: شستن رأس و سر حقيقى كه روح مجرد است به آب توحيد ذاتى از آلودگى مشاهده غير.
زيرا عشق به حق وظيفه باطن است كه از آن تعبير به نفس مطمئنه شده و معرفت اين عشق و محبت و توحيد وظيفه قلب و مشاهدهاش وظيفه روح است چنانچه وصول وظيفه سر است كه باطن روح مىباشد.
و به همين ترتيب امام صادق ٧ در يكى از دعاهايش اشاره فرموده:
اللهم نور ظاهرى بطاعتك وباطنى بمحبتك وقلبى بمعرفتك وروحى بمشاهدتك وسرى باستقلال إتصال حضرتك.
خداوندا! نورانى كن ظاهرم را به اطاعتت و باطنم را به محبتت و قلبم را به معرفتت و روحم را به مشاهدهات.
[١] -نهج البلاغة: خطبه ١٦٦؛ غرر الحكم: ١٤٥، حديث ٢٦٣٣؛ بحار الأنوار: ١/ ١٣٥، باب ٤، حديث ٣٦.