عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٣ - اسرار غسل
عالم محسوس كه عالم طبيعت و عالم ظلمانى است آن را اقتضا مىكند كه موانع بازگشت انسان به دار الخلود كه دارالسلام و سراى زندگى و جوار حضرت حق تعالى است از ميان برمىدارد و با دخول عبد در آن سراى، عبد به خدا نزديك شده و از طريق كشف و شهود معرفت برايش حاصل مىشود و آن زمان است كه آنچه را كه نزد خدا است، بهتر از آنچه نزد خود او و ديگران است مىبيند و در مىيابد كه اين عالم و اين سرايى كه در او زندگى مىكند و به آن دل بسته دار غرور است.
به قول فيض كاشانى:
|
خوش آن كه به عشق تو گرفتار بميرم |
بيدار در اين منزل خونخوار بميرم |
|
|
زين خوابگه بىخبران زنده برآيم |
واقف ز سراپرده اسرار بميرم |
|
|
كارى چو به از خدمت معشوقه و مىنيست |
ساقى مددى كن كه درين كار بميرم |
|
|
بشتاب و بده يك دو سه ساغر ز پى هم |
مپسند كه در ميكده هشيار بميرم |
|
|
خونين جگر و خسته دل از محنت هجران |
جانا تو پسندى كه چنين زار بميرم |
|
|
آن يار به كس رخ ننمايد چه توان كرد |
بگذار كه در حسرت ديدار بميرم |
|
|
گفتار خود اى فيض به كردار بيارا |
مگذار كه در زخرف گفتار بميرم |
|