عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١ - لباس ظاهر و لباس باطن
دچار حسرت و اندوه فراوان گشته و آرزوى برگشت به دنيا مىكنند، اما از طرف حضرت حق به آنان خطاب مىشود كه برگشتى براى شما نيست!!
اين تهيدستان و حمالان وزر و وبال در عالم برزخ، نگران اموال و ثروت بىكران خود هستند كه فعلا به دست وارثان عياش افتاده و آنان با كمال بىرحمى به جان اندوختههاى او افتاده و مشغول خرج كردن ثروت در راه شهوت و شكم و گناه و معصيتاند! بيچاره در عالم برزخ، آه از نهاد مىكشد و مىگويد: تمام عمر گرانمايه را خرج به دست آوردن مال و انباشتن ثروت كردم و خود از آن لذتى نگرفته و اكنون محصول حمالى و عملگى مرا ديگران صرف عيش و نوش مىكنند و من و زر و وبال آنان را به عنوان كمك كار به اهل معصيت به دوش مىكشم!!
و چه خوشبخت آن انسانهاى بيدار و بينايى كه اندكى از وقت را صرف به دست آوردن مال حلال به قدر احتياج مىكنند و بقيه وقت را براى اعتلاى روح كه كلمه حق است مصرف مىنمايند.
زبان حال اينان كه در صراط مستقيم حقند و سيرى جز سير الى الله ندارند و راهى جز راه خدا نمىشناسند و محبوبى جز حضرت الله انتخاب نكردهاند، همان است كه عارف شاعر، مولوى مىگويد:
|
بنماى رخ كه باغ و گلستانم آرزوست |
بگشاى لب كه قند فراوانم آرزوست |
|
|
اى آفتاب حسن برون آ دمى ز ابر |
كان چهره مشعشع تابانم آرزوست |
|
|
بشنيدم از هواى تو آواز طبل باز |
باز آمدم كه ساعد سلطانم آرزوست |
|