عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٢ - ١ - احساس نياز به درگاه بى نياز
١- احساس نياز به درگاه بى نياز
قبل از اينكه انسان با معارف عاليه الهيه روبرو شود و با تذكرات بسيار پر ارزشى كه در آن معارف متوجه انسان است روبرو شود، اگر اندكى تأمل و مختصرى فكر در حق خود كند در مىيابد كه به هيچ وجه مالك ملكى نيست و به هيچ وجه براى او به اندازه سر سوزنى قدرت و قوت نمىباشد.
از هنگام ولادت تا وقت خروج از دنيا غرق در فقر محض و آغشته به نياز صرف و محكوم احتياج به ديگرى است.
نه در خلقت و آفرينش خود، او را اختيارى است و نه خروجش از دنيا به دست اراده اوست و نه آنچه در اين مبدأ و منتها بر او مىگذرد، مايههاى اولى و استعدادهاى اصلىاش در اختيار اوست.
اين همه كه در خط تاريخ، در خود احساس غنا كردهاند، غنايى كه متولد از حالات ابليسى است، غنايى كه منبع شرور و معاصى و گناهان و تخلفات و پستىهاست، همه و همه ناشى از غفلت انسان نسبت به خويش و خداى خويش است.
انسان اگر خود را بشناسد و اگر اندكى معرفت به خداى مهربان خويش پيدا كند هرگز در هيچ امرى احساس غنا و بىنيازى نمىكند، بلكه به اين معنى واقف مىشود كه در كمال فقر و در اوج نيازمندى و در نقطه كمال احتياج است.
چون به اين حقيقت واقف شود و به اين معنى برسد كه از خود، منيت و خوديتى ندارد و هويت و شخصيتش از او نيست، بلكه مملوك ضعيف و مسكينى ناتوان و نيازمندى دردمند و گدايى بىچيز در برابر مالكى قوى و آقايى عزيز و بىنيازى جميل و صاحب غنايى بزرگ است، به آن جناب متوسل شده