عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٣ - ١ - احساس نياز به درگاه بى نياز
و براى بيشتر شناختن فقر خود و مالك غنى خويش دنبال معارف الهيه رفته و با تمام وجود به توفيق حضرت دوست به آنچه بايد برسد، مىرسد و آن حجاب و پرده كه بايد از خانه قلبش كنار رود، كنار مىرود، آن زمان است كه تمام لحظاتش متوجه حضرت يار شده و با تمام هستى و وجودش به پيشگاه مقدس او عرضه مىدارد:
|
خداوندا چو توفيقم فزودى |
ره تحقيق را با من نمودى |
|
|
همىخواهم بدين راهم بدارى |
به فضل خويش آگاهم بدارى |
|
|
كه تا گردد نهانىها عيانم |
به فضل خويش گويا كن زبانم |
|
|
به نورحق چوبينا شد مرا چشم |
نيايد باطلم ديگر فراچشم |
|
|
به حكمتها مزين كن دلم را |
گشاده كن تمامت مشكلم را[١] |
|
چون وارد درياى معرفت شود، با تمام وجود خود گوش گشته و صداى دلرباى يار را در قرآن مجيد و فرقان حكيم مىشنود كه حضرت دوست به تمام انسان ها خطاب مىفرمايد:
[يا أيها الناس أنتم الفقراء إلى الله و الله هو الغني الحميد][٢].
اى مردم! شماييد نيازمندان به خدا، و فقط خدا بىنياز و ستوده است.
اين زمان است كه براى جبران فقر و شكستگى و ضعف و مسكنت و ذلت و حقارت و ندارى و پستى به دامن حضرت جانان مىآويزد و آن دامن پر مهر و مرحمت و پر لطف و عنايت را رها نمىكند، تا مولاى مهربان و آقاى بزرگوارش نداى او را به غناى خود جبران نمايد.
اين زمان است كه دگرگونى عجيبى در او پديد مىآيد و دل و قلب و جان
[١] -عطار نيشابورى.
[٢] -فاطر( ٣٥): ١٥.