عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٠ - مقام خوف و شوق
بپوشان و اجازه مده و مخواه كه اين عبد ذليل و وامانده از راه و ناتوان از هر در رانده و در مرز عشق تو مانده، در ميان مردم و به خصوص در حضور انبيا و اوليا و وجود مقدس ائمه طاهرين : رسوا شود و آبروى ناقابل او بريزد.
مقام خوف و شوق
آن گاه در دنباله كلام خود، حضرت صادق ٧ مىفرمايد:
چنان كه ظاهر بدن را به لباس ظاهرى پوشى، باطن را نيز به لباس صدق و راستى بپوشان باطن صادق باطنى است كه از مكر و حيله و خدعه و تزوير و ريا و غل و غش و دغلى پاك باشد، باطن صادق باطنى است كه از تخيلات رديه و اعتقادات سخيفه مخلى شده و به حليه آراى صحيحه و علوم حقه مزين و محلى باشد، باطنت بايد با پرده خوف از خدا و ظاهرت بايد با پرده اطاعت از حضرت حق پوشيده باشد.
راستى چه دنياى پربهايى است، دنياى خوف از مقام حضرت او و دنياى اطاعت از فرامين حضرتش، به حقيقت خودش قسم، دنيايى براى انسان بهتر از اين دنيا نيست، خوف از مقام او علت ترك گناه و شوق وصال او علت اطاعت حضرت اوست.
وقتى مقام خوف و شوق حضرتش آمد، همه جهان مادى براى انسان به اندازه بال مگس ارزش ندارد و آنچه در دست انسان است همان را آدمى فقط براى او مىخواهد و آنچه را نمىپسندد، انسان ابدا خيال آن را هم نمىكند!!
به قول عارف عاشق جلال الدين بلخى:
|
همه جمال تو بينم چو چشم باز كنم |
همه شراب تو نوشم چو لب فراز كنم |
|
|
حرام دارم با مردمان سخن گفتن |
وگر حديث تو آيد سخن دراز كنم |
|