عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٧ - برآوردن حاجت مؤمن
و همان بشارت را مىدهد؛ مؤمن از اين چهره بشارت دهنده مىپرسد: كيستى؟
پاسخ مىدهد: سرورى هستم كه براى فلان كس آوردى[١].
عن أبي عبدالله ٧ قال: من أحب الأعمال إلى الله عز وجل إدخال السرور على المؤمن: إشباع جوعته أو تنفيس كربته أو قضاء دينه[٢].
از امام صادق ٧ است: محبوب ترين عمل نزد حضرت حق وارد كردن خوشحالى به مؤمنى است، سير كردن گرسنگيش، رفع غصه و رنجش، قضاى دين و قرضش.
انبيا و اوليا شامخ الهى و خلاصه تربيتشدگان مكتب الهى جهت حل مشكل مردم و قضاى حاجت مؤمنان و رفع سختى و رنج از زندگى ديگران سر از پا نمىشناختند.
بركت يك گردنبند
حديثى در اين زمينه درباره دختر گرامى پيامبر ٦ در كتب معتبر حديث رسيده كه شرح آن اين چنين است:
گرسنگى بر دودمان پيغمبر اسلام حكومت مىكرد، روزها مىگذشت و گرده نانى كه خود را به آن سير كنند، يافت نمىشد.
دير زمانى بود كه نان گندم از ميان ايشان سفر كرده بود، اخيرا هم نان جو در پى برادر ارجمندش روان شده بود!! فشار گرسنگى روز به روز افزوده مىگشت
[١] -الكافى: ٢/ ١٩١، باب ادخال السرور على المؤمنين، حديث ١٢؛ وسائل الشيعة: ١٦/ ٣٥١، باب ٢٤، حديث ٢١٧٤١.
[٢] -الكافى: ٢/ ١٩٢، باب ادخال السرور على المؤمنين، حديث ١٦؛ بحار الأنوار: ٧١/ ٢٩٧، باب ٢٠، حديث ٢٩.