عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٢٢ - لذت مناجات
و مباهات كردن و افتخار نمودن و خود را بالا گرفتن برنيامده و بالطبع صفات فروتنى و خضوع و خشوع و تعظيم و تجليل پروردگار متعال و حقيقت و خوف و خشيت در وجود او ظاهر مىشود.
اين همه نمونهاى بسيار اندك از اوضاع عالى روز قيامت است كه در ارتباط با اهل بهشت است و در اين دنيا به صورت صفات الهى در باطن انسان كه آخرت وجود انسان است ظهور مىكند و در آن عالم به صورت جامع و كامل آشكار گشته و آدمى به خاطر آن در نعمت ابدى حق قرار مىگيرد.
چون آلودگى ها از نفس شسته شود و صفات الهى به جايش نقش بندد، آدمى حلاوت مناجات را چشيده و لذت مخاطبات را درك مىكند و شربت رحمت و كرامت از دست دوست مىنوشد و حضرت يار به انسان اقبال كرده و آغوش قبول باز مىكند و انسان را در بساط خدمت پذيرفته و اذن و امان مىدهد.
اين فقير دل شكسته و مسكين دست و پا بسته در اين زمينه از قول عاشقان حضرت دوست گفتهام:
|
شراب عشق او در كام كردم |
خود و جان و دلم بىنام كردم |
|
|
گرفتم جا در آغوش خوش يار |
سراپا خويش را گمنام كردم |
|
|
من از خم خانه عشق و ولايش |
چه شيرين جرعهها در كام كردم |
|
|
دل وحشىتر از وحش بيابان |
به عشق حضرتش در دام كردم |
|
|
پيام وصل جانان چون شنيدم |
دل گريان خود آرام كردم |
|
|
زدم بر سينه نامحرمان دست |
جدايى من زخاص و عام كردم |
|
|
زغير او بريدم دل به عالم |
همين يك كار را اتمام كردم |
|
|
چو مسكين در ره عشقش فتادم |
پس آنگه ترك كام و نام كردم |
|