عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٣ - درك مقامات عالى معنوى با علو همت
نيست كه يك باره به تماشاى او برخاسته و از اين تماشا به دل و قلب هيبت گرفته و در آن مقام از غفلت كه مورث خطر عظيم است پاك باشيم.
بر ما لازم و واجب است كه از طريق تماشاى آثار، تماشاى عقلى و علمى و روحى و عملى به آن بارگاه مقدس راه پيدا كرده و به آنچه بايد برسيم.
و در ميان آثار، ارزندهتر و گستردهتر و پر منفعتتر از وجود محمد ٦ و ائمه طاهرين : نيست كه اين بزرگواران مظاهر كامل و جامع اسما و صفاتند و هركس از طريق قلب و عقل و عمل به آن بزرگواران پيوست بىشك توفيق راه يافتن به مقام قرب و بساط انس را پيدا مىكند و به تماشاى جمال يار حقيقى موفق مىگردد و به آن هيبتى كه بايد هميشه يا به وقت عبادت در دل پيدا كند مىرسد، در آن صورت حق عبادت به طور عام و حق مسجد به طور خاص ادا خواهد شد.
و چون حق عبادت و جايگاه عبادت ادا شود، منظور نظر مولا گردى و عشق جناب او هر لحظه در دلت فزونى گيرد و به زبان حال در پيشگاه آن صاحب جلال به طور دايم چنين گويى:
|
جز هواى تو به سر نيست هواى دگرم |
تا خبردار شدم از تو، زخود بىخبرم |
|
|
جان كه در روز وصالت نسپردم دانم |
نفزايد شب هجران تو جز درد سرم |
|
|
نفسى بيش نماندست اگر مىآيى |
زودتر آى كه در دادن جان منتظرم |
|
|
تو به بر آى كه سروم ندهد بارورى |
با فروغ رخ تو جلوه ندارد قمرم |
|
چون به آن مقام رسى، كمال رضايت از مولا و حبيبت به تو دست دهد و آنجا را از عدل و فضل بىنهايت بينى و اختيار كامل را از صاحب و محبوبت دانى كه با تو از روى فضل رفتار كند به اين معنى كه از روى تفضل زياده از آنچه مستحقى به تو عنايت فرمايد يا از روى معدلت فراخور عمل تو با تو معامله كرده به تو ثواب دهد، در هر صورت به فضل يا به عدل تسليم او خواهى بود و بر دلت از جناب او چيزى كه تو را از آن مقام دور كند نخواهد گذشت.