عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥١ - كمالات امام على
آنجا يعنى در مملكت او كسانى يافت مىشوند كه سير نمىشوند و جامه نرم نپوشد در حالى كه در ميان افراد ملت هستند، كسانى كه لباس خشن و درشت مىپوشند و درهمى را اندوخته خود نسازد كه در بين مردم نياز و فقر وجود دارد و به فرزندان و ياران خود وصيت كند كه غير اين راه و روش را نپيمايند و از برادر خود به خاطر يك دينار كه بدون حق از بيت المال طلب مىكرد بازخواست كند و ياوران و پيروان و فرمانداران خود را به خاطر يك گرده نان كه به رشوت از ثروتمندى گرفته و خوردهاند به محاكمه بكشد و تهديد كند و بيم دهد و به يكى از فرماندهانش پيغام دهد كه:
سوگند صادقانه بر خداوند كه اگر او به كوچك ترين چيزى از مال ملت خيانت ورزد، چنان بر او سخت گيرد كه به اندك مال، گران بار و بىآبرو گردد و ديگرى را بدين سخن كوتاه و زيبا و نغز مخاطب قرار دهد:
به من خبر رسيد كه زمين را درو كرده و هرچه زير پايت بود برگرفتهاى و آنچه را به دستت رسيده خوردهاى، بايست حساب دهى و وضع خود را به من گزارش كنى.
و بر سومى از كسانى كه رشوه مىگرفت و به نام بينوايان جيب و كيسه خود را پر مىكرد و به عياشى و خوشگذرانى مىپرداخت، چنين وعده مىدهد:
از خدا بترس، مال مردم را به خود آنان برگردان و تو اگر اين كار را نكنى و خداوند تو را به دست من برساند، وظيفهاى كه در پيشگاه خداوند دارم درباره تو انجام مىدهم و با شمشيرم تو را مىزنم، شمشيرى كه آن را بر كسى نزدم مگر آنكه به دوزخ سرنگون شد!!
آيا از ميان مردم، سردار و اميرى را شناختهاى كه در زمان و مكان رياست، به دست خود آسياب را بچرخاند و نانى خشك درست كند كه آن را به زانو مىشكند