عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٦ - اسرار تيمم
آنهاست، تا با توجه به خاك وجود به مقام شكستن بت خودى و ذلت تامى كه خصيصه وجود او است برسد و به مقام فقر و انكسار كه دو علت مهم براى ورود به حضرت عزت است دست يابد آن مقامى كه از آن تعبير به جنت ذات شده كه حضرت حق فرموده: أنا عند المنكسرة قلوبهم لأجلى[١].
در هر صورت تيمم به اين شكل به هنگام فقدان آب حقيقى بر سالك واجب است تا زمانى كه به آب حقيقى برسد و با آن طهارت برقرار كند.
و ترتيب اين تيمم چنين است كه سر و حقيقتش را از آلودگى هر تعلقى و پليدى هر محبوبى جز حق پاك كند و ظاهرش را به اعمال شرعى و قوانين نبوى بيارايد، سپس طرف راست واقعى وجودش يعنى قلب را از علقه به آخرت و نعيم آن و حور و قصورش ببرد، سپس طرف چپ حقيقى وجودش يعنى نفس را از تعلق به دنيا و مال و جاهش و تعريف و تمجيد مردم جدا سازد كه طهارت قلب و نفس جز به اينگونه ميسر نيست؛ چون به اين نحو تيمم كرد به صف آزادگان مىپيوندد و عبادتش در حدى قيمت پيدا مىكند!! اين است تيمم بر مسلك اهل طريقت.
اما تيمم اهل حقيقت: تيمم نزد ايشان عبارت از فناى محض از تمام عالم ظاهر است؛ زيرا اين فنا است كه آنان را از انيت و غيريت كه لازمه تعلق به دنيا و مافيها است پاك مىنمايد.
به عبارت ديگر عالم ظاهر كه همه جا از آن تعبير به ملك شده به منزله خاك است و عالم باطن كه از آن تعبير به ملكوت شده به منزله آب است.
حق تعالى از عالم ملك تعبير به ارض و از ملكوت تعبير به سماء فرموده و ارض است كه با خاك تناسب دارد براى سنگينى و كثافتش، بلكه زمين در حقيقت همان
[١] -من نزد آنانم كه دلشان براى خاطر من شكست، منية المريد: ١٢٣، فصل فى فضل العلم؛ بحار الأنوار: ٧٠/ ١٥٧، باب ١٢٥.