عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٨ - نفس كليه الهيه
نفس كليه الهيه
پس از مقام نفس ناطقه قدسيه، مرتبه نفس كليه الهيه است، و اين نفس جوهر لاهوتى و حقيقت ظليه الهيه است و چنان كه نفس نباتى و حيوانى منطوى است در نفس ناطقه قدسيه كه بعد از آنها در قوس صعود است، همينگونه نفس كليه الهيه هم بعد از ناطقه قدسيه و اشرف و اكمل از آن است و نفس قدسى منطوى در اوست و خواص و كمالات او را داراست.
اما معنى كليه الهيه: روحى است كه از حدود ماده و مدت و حد و نهايت مكان و زمان بزرگ تر است، يعنى: از سرحد مكان و زمان بيرون است بلكه از ماده به معنى اعم كه مهيت امكانى است نيز قدم فراتر نهاده و به قاعده اشراق: «النفس وما فوقها إنيات صرفة». گويى وجود صرف و هستى بىحد و نهايت گرديده است و لازمه اين مقام شهود حضرت احديت است كه كل وجود و وجود كل است در كليه موجودات كه در هرچه نظر كردم سيماى تو مىبينم. «ما رأيت شيئا إلارأيت الله فيه».
آن روحى است كه عرض و طول زمين و آسمان را كه حدود ماده جسمانى است زير شهپر عظمت خود فراگرفته، روحى است كه ازل و ابد، گذشته و آينده را كه حدود زمان است در هم پيچيده و در فضاى بىانتهاى عالم سرمد و جهان بىپايان نامقيد پر و بال قدرت گشوده، روحى است كه دو عالم مادى و مجرد، عالم دنيا و آخرت، عالم جسم و جان را به يكبار از محوطه خاطر بيرون كرده است.
روحى است كه از علو مقام و بلندى همت پشت پا به كون و مكان زده تا در آن روان كلى برتر از قيود جزئى ماده، جز عشق نيايد و غير شهود حسن مطلق هيچ در وى نگنجد.