عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧١ - درك مقامات عالى معنوى با علو همت
روحى است كه در عين فقر غنى است و از همه چيز عالم و تمام علل و اسباب آفرينش جز حضرت دوست خود را مستغنى يافته و از هرچه مورد نياز خلق است خويش را بىنياز مىشناسد و به زبان ذات گويد:
|
گر ما به فقر و فنا كمتر زخاك رهيم |
از مجد و عز و غنى بر خلق پادشهيم |
|
و چون به گنج معرفت و سلطنت شهود وصال الهى رسيده به كلى بىنياز از غير خداست يعنى همه چيز جز خدا را از خود بىاثر و معزول از تأثير شناخته است، بلكه معدوم و فانى و باطلالذات مىداند:
[ذلك بأن الله هو الحق و أن ما يدعون من دونه الباطل و أن الله هو العلي الكبير][١].
اين [آفريدههاى شگفت و اين تغييرات و تحولات] دليل بر اين است كه خدا فقط حق است و آنچه به جاى او مىپرستند باطل است، و بىترديد خدا همان والا مرتبه و بزرگ است.
روحى است كه چون خلق او را ذليل و خوار شمارند به عز عبوديت الهى خود را بالاتر و برتر از شاهان عالم و ذليل و حقير در پيشگاه عظمت الهى داند و به زبان ذات گويد:
|
بنده او شو كه به يك التفات |
سلطنت هر دو جهانت دهند |
|
روحى است كه در راه وصل محبوب صبور است و به ناز معشوق از بلا روى نتابد بلكه به زبان ذات گويد:
|
در بلا من ديدهام لذات او |
مات اويم مات اويم مات او |
|
|
اى بلاى تو زدولت خوبتر |
انتقام تو زجان محبوبتر[٢] |
|
و به لسان استعداد سرايد:
|
بلايى كز تو اى پرناز آيد |
به راهش دل به چشم باز آيد |
|
|
كجايى اى بلا بنواز ما را |
به اوج وصل ده پرواز ما را |
|
آن روحى است كه از مختصات وى مقام رضا است و مقام تسليم و اين روح است كه مبدء وجودش خدا است بىوساطت علل طوليه و عرضيه و بازگشت آن هم به سوى خدا است بىواسطه اغيار و بى هيچ توجه به حجاب ظلمانى ممكنات و حجاب نورانى مظاهر اسما و صفات از بين و اميد بهشت و دوزخ رهيده و به وصال معشوق و معبودش، آن حسن بىحد رسيده، اين همان روحى است كه ايزد متعال فرموده:
[و نفخت فيه من روحي][٣].
و از روح خود در او بدمم.
اين همان روحى است كه باز فرموده:
[يا أيتها النفس المطمئنة\* ارجعي إلى ربك راضية مرضية][٤].
اى جان آرام گرفته و اطمينان يافته!\* به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است، باز گرد.\* پس در ميان بندگانم درآى.
خلاصه نفس كليه الهيه، نفس مقدس و روح پاك حضرت ختمى مرتبت و خلفاى آن حضرت از اميرالمؤمنين تا مهدى قائم : است و ارواح ناطقه قدسى پيروان آن بزرگوارانند از بدو خلقت تا انتهاى عالم بشريت!!
در اول اين مقال و ترجمه مورد بحث گفته شد كه ما را آن قدرت عقلى و روحى
[١] -حجر( ١٥): ٢٩.
[٢] -فجر( ٨٩): ٢٧- ٢٨.
[٣] -حجر( ١٥): ٢٩.
[٤] -فجر( ٨٩): ٢٧- ٢٨.