عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٧ - جايگاه زن قبل از اسلام
خانه بيرون رفتن او مطلقا موجب فساد است، براى او جايى بهتر از چهار ديوار خانه نيست، نبايد هيچ گونه اختيارى داشته باشد، در برابر مرد- كه فعال ما يشاء است- بايد موجودى بىاراده باشد!
در ممالك مسيحى كار تفريط در نظريه نسبت به جنس زن به جايى رسيده بود كه مىگفتند:
زن را بايد مانند دهان سگ دهنه بند زد و مىگفتند: روح زن از روح ملكوتى جداست و بحث داشتند كه آيا روح او بشرى هست يا نه؟!
در آفريقا زن، حكم كالا و ثروت را داشت و براى مرد به منزله گاو و گوسفند بود. هركس زن بيشترى داشت در حقيقت ثروتمندتر بود، خريد و فروش زن و بكار گرفتن او براى شخم زدن زمين امرى عادى بود!
در كلده و بابل، زنان را مانند ساير كالاها مىفروختند و هر سال بازارى براى اين كار داشتند كه دختران به سن ازدواج رسيده را بفروشند.
در ايران تنها معادل بيست من جو براى زن، حق ملكيت بود و از حق ديگرى جز بهره كشى مرد برخوردار نبود!
در هندوستان، دختر را از سن پنج سالگى شوهر مىدادند و براى آنها حقى قائل نبودند، حيات زن و هستى او از طفيل حيات مرد بود و گاهى او را با جسد شوهرش يك جا مىسوزاندند!!
در چين و تبت، زن را به جز كارهاى سنگين در خانه حقى نبود و براى كم كردن قدرت راه رفتن او از ابتدا پايش را در قالب آهنى مىگذاشتند كه از رشد و نمو باز بماند!!
در يونان، جنس زن وضع بسيار بدى داشت، در صورت سه بار پشتسر هم