عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٨ - خشوع
و اشك ريزان بخواند و با خواندن و گريه تمام وجود خود را شستشو دهد.
|
خوش آن سروى كه بستانش تو باشى |
خوش آن گل كه گلستانش تو باشى |
|
|
چمن گاه دل و بستان جانم |
بود خرم چو دهقانش تو باشى |
|
|
خوشا آن بلبل سرمست عاشق |
كه در هر صبح دستانش تو باشى |
|
|
خوشا آن دل كه دلبر در بر اوست |
خوشا آن جان كه جانانش تو باشى |
|
|
دلم چون گوى در چوگانت افتاد |
خوشا گويى كه چوگانش تو باشى |
|
|
خوشا انسان كه در عينش تو باشى |
خوشا عينى كه انسانش تو باشى |
|
|
خوش آن مسلم كه اسلامش تو دادى |
خوش آن محسن كه احسانش تو باشى |
|
|
سر و سامان من جز عشق تو نيست |
خوشا آن سر كه سامانش تو باشى |
|
خشوع
بسيارى از سالكان راه و عارفان بيدار و عاشقان وصال عقيده دارند كه خشوع امرى است قلبى و يكى از عالىترين حالات دل انسانى است و راه تحصيلش معرفت بالله است.
تفسير شريف «الميزان» در توضيح آيه شريفه:
[أ لم يأن للذين آمنوا أن تخشع قلوبهم لذكر الله][١]؛
آيا براى اهل ايمان وقت آن نرسيده كه دل هايشان براى ياد خدا و قرآنى كه نازل شده نرم و فروتن شود؟
مىفرمايد:
خشوع، اثر برداشتن قلب از عظمت و جلال وجود مقدس حضرت اوست. انسانى كه به درك صفات او توفيق پيدا كند، بدون شك قلب خاشعى نصيب او خواهد شد.
[١] -حديد( ٥٧): ١٦.