الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٨٠ - (باب - ٣) *(آنچه در مورد امامت و جانشينى رسيده است و اينكه آن دو امرى از جانب خداى عز و جل و به اختيار اوست و امانتى است كه هر امامى به پيشواى پس از خود مىسپارد) *
بدان مأمور بود انجام داد، پس از او حسن ٧ مهر دوم را گشود و آنچه را كه بدان مأمور بود انجام داد، سپس مهر سوم را حسين ٧ گشود و در آن چنين يافت كه پيكار كن و بكش و كشته شوى، و همراه با گروهى براى شهادت به درآى، براى آنان جز به همراهى تو شهادتى نخواهد بود (مقدّر نشده)، پس آن حضرت چنان كرد، سپس آن را به على بن الحسين ٧ ردّ كرد و در گذشت و علىّ بن الحسين ٧ مهر چهارم را باز گشود و در آن چنين يافت كه سر به زير افكن و خاموش باش، زيرا چهره علم در حجاب رفته، سپس آن را به محمّد بن علىّ ردّ و در گذشت، و او خاتم پنجم را گشود و در آن يافت كه كتاب خداى تعالى را تفسير كن و پدر خود را تصديق كن و فرزند خود را وارث اين علم گردان و به سازندگى امّت پرداز و حقّ را در حال نگرانى و ايمنى بگو و جز از خدا از هيچ كس نترس، او نيز چنين كرد، سپس آن را به كسى كه پس از او بود سپرد، معاذ بن كثير گويد: من به او عرض كردم: و اكنون تو همانى؟ آن حضرت فرمود: تو را با اين سخن چه كار؟ غير از اين كه بر وى اى معاذ و آن را از من بازگو كنى. بله، من همانم، تا آنجا كه آن حضرت دوازده نام را براى من برشمرد و سپس سكوت فرمود، من پرسيدم: