الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٧٢ - باب - ٢(آنچه در تفسير كلام خداى تعالى«و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا» آمده)
باز مىفرمايد: «آيا آن كس كه به سوى حقّ فرا مىخواند سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه خود راه را نمىيابد مگر اينكه هدايت شود؟ شما را چه شده، چگونه قضاوت مىكنيد».؟[١] و در ميان امّتى كه شرم دارد و اهل بهتان نيست و از دروغ و نادرستى كناره مىگيرد و دشمنى نمىورزد، اختلافى در اين نيست كه وصىّ رسول خدا ٦ امير المؤمنين در هر كار پيچيده و مشكلى اصحاب را راهنمائى مىكرد و آنان او را به سوى حقّ رهبرى نمىكردند بلكه تنها او بود كه ايشان را هدايت مىكرد نه كس ديگر و همواره به وجود او نياز بود، و او از همه آنان بىنياز؛ جمله دانش را او (به ايشان) مىآموخت، و آنان چيزى به او ياد نمىدادند، با اين حال با فاطمه عليها السّلام، دختر پيامبر چنان كردند كه او را واداشت به اينكه (وصيّت كند) شبانه دفن شود و جز كسانى كه خود نام برد ديگر هيچ كس از امّت پدرش بر او نماز نخواند.
اگر در اسلام هيچ مصيبتى رخ نمىداد و هيچ كار زشت بلكه ننگينى بر دامن مسلمانان نبود و هيچ حجّتى براى مخالف دين اسلام باقى نمىماند جز آنچه به فاطمه عليها السّلام رسيد تا جايى كه نسبت به امّت پدرش خشمگينانه درگذشت و او را بر آن داشت تا وصيّت كند
[١] يونس: ٣٥.