الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٦٨ - باب - ٢(آنچه در تفسير كلام خداى تعالى«و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا» آمده)
قياسات و نظرات شخصى خودشان از امامان عليهم السّلام كه خداوند براى هدايت و راهنمائى مردم منصوبشان فرموده بىنياز هستند، پس به جهت سرپيچى آنان از دستور خداى عزّ و جلّ و روى گردانيدن آنان از آنكه اختيار كرده خداوند بود، خداوند آن مردم را به خودشان واگذاشت و به اختيار خودشان و به نظرات و انديشههاى خودشان رها نموده و در نتيجه آنان به سرگردانى و گمراهى عميقى دچار شدند و خود و ديگران را نابود و تباه ساختند و پيش خويشتن نيز چناناند كه خداى عزّ و جلّ فرمود: «اى پيغمبر بگو آيا (مىخواهيد) شما را از زيانكارترين افراد آگاه كنم؟ آنان كسانى هستند كه در زندگى دنيا راهشان گم شده و خود مىپندارند كه كار نيك مىكنند».[١] تا جايى كه گوئى مردم به كلّى سخن خداوند را در كتابش نشنيدهاند كه حاكى از گفتار ستمكاران اين امّت در روز قيامت است به هنگام پشيمانى از رفتارشان نسبت به خاندان پيامبر خود و كتاب پروردگار خويش آنجا كه مىفرمايد «روزى كه ستمكار دستهاى خود را به دندان مىگزد و مىگويد اى كاش با پيامبر راه اطاعت مىپيمودم، اى واى بر من كاش فلانى را دوست و يار خود نمىگرفتم»[٢] پس منظور از رسول چه كسى جز محمّد ٦ است؟ و اين فلانى كه نام نكوهيدهاش به كنايه برده شده و دوستى و
[١] الكهف: ١٠٣.
[٢] الفرقان ٣١ و ٣٢.