الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٦٢ - باب - ٢(آنچه در تفسير كلام خداى تعالى«و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا» آمده)
علىّ بن الحسين عليهما السّلام فرمود: «روزى رسول خدا ٦ با اصحاب خود در مسجد نشسته بود پس فرمود: مردى از اهل بهشت از اين در بر شما وارد مىشود و در باره مسائلى كه به او مربوط است پرسش مىكند، در اين هنگام مرد بلند قامتى كه به مردان قبيله مضرّ مىماند نمايان شد، نزديك آمده و به رسول خدا ٦ سلام كرد و نشست، بعد گفت: اى رسول خدا من شنيدهام خداوند در كتابى كه فرو فرستاده مىفرمايد:
«همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و از هم جدا نشويد» اين ريسمانى كه خداوند چنگ زدن به آن و متفرّق نشدن از گردن آن را به ما امر فرموده چيست؟ پيامبر خدا ٦ مدّتى سر به زير افكند و خاموش ماند. سپس سر برداشت و با دست خويش به علىّ بن ابى طالب ٧ اشاره فرمود و گفت: اين همان ريسمان خدا است كه هر كس چنگ بدان زد در دنيا محفوظ و در آخرت از گمراهى مصون است، پس آن مرد به علىّ نزديك شده و او را از پشت سر در آغوش گرفته و مىگفت: من به ريسمان خدا و رسولش آويختم، سپس برخاست و پشت كرده بيرون رفت، پس از رفتن او مردى به پا خاست و عرض كرد: اى رسول خدا اجازه مىدهيد خود را به او رسانيده از او بخواهم براى من طلب آمرزش نمايد؟ رسول خدا ٦ فرمود: در صورتى كه موفّق شوى او را پيدا كنى! راوى گويد: آن مرد خود را به او رسانيده و از او درخواست كرد كه از خدا برايش آمرزش طلبد، آن مرد