الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٥٤ - (باب - ٢٤)(در ذكر اسماعيل بن أبى عبد الله
و رفيقانت، و در آن هنگام همسرم و فرزندانم با من بودند و از رفيقانم نيز يونس بن ظبيان با من بود، هنگامى كه اين خبر را به آنان گفتم ايشان خدا را به پاس اين نعمت شكرگزارى كردند، و يونس گفت: به خدا قسم نپذيرم مگر اينكه آن را از خود آن حضرت بشنوم و شتاب داشت، پس بيرون رفت و من از پى او رفتم، هنگامى كه به در خانه آن حضرت رسيدم يونس از ما پيشى گرفت، شنيدم امام صادق ٧ مىفرمايد:
اى يونس مطلب همچنان است كه فيض به تو گفته، ساكت باش و بپذير، يونس گفت:
شنيدم و اطاعت كردم، سپس من داخل شدم امام صادق ٧ موقعى كه وارد مىشدم به من فرمود: اى فيض او را با خود ببر [او را با خود ببر] (يعنى مطلب نزد خودت بماند) عرض كردم: همين كار را كردم.
٣- وليد بن صبيح گويد: «ميان من و مردى كه عبد الجليل ناميده مىشد [از قديم] سخنى بود و به من مىگفت: كه امام صادق ٧ وصايت خود را به اسماعيل سپرده است (او را وصىّ خود ساخته)، گويد، من اين مطلب را به امام صادق ٧ عرض كردم كه عبد الجليل به من بازگو كرده كه شما اسماعيل را وقتى زنده بود سه سال پيش از مرگش