الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٥٣ - (باب - ٢٤)(در ذكر اسماعيل بن أبى عبد الله
حضرت را دريافتم، پس عرض كردم: فدايت گردم مرا بيش از اين چيزى بفرمائيد.
فرمود: اى فيض هر گاه پدرم مىخواست كه دعايش ردّ نشود مرا در سمت راست خود مىنشاند و دعا مىكرد و من آمين مىگفتم، پس دعايش ردّ نمىشد، من نيز با اين فرزندم همچنان مىكنم، و ديروز در همين موقف تو به يادم آمدى و من تو را به نيكى ياد كردم. فيض گويد: من از خوشحالى گريستم، سپس به آن حضرت عرض كردم: اى سرور من برايم بيشتر بفرمائيد، پس فرمود: هر گاه پدرم مىخواست به سفرى برود و من همراهش بودم و او را خواب مىگرفت و بر شترش سوار بود من شتر سوارى خود را به مركب او نزديك مىكردم و ساعد خود را بالش او مىكردم در يك يا دو ميل[١] راه تا از خواب رفع نياز مىنمود، و اين فرزندم نيز با من همين گونه رفتار مىكند، به آن حضرت عرض كردم: فدايت گردم برايم بيشتر بفرمائيد. پس فرمود: اى فيض آنچه را كه يعقوب از يوسف مىيافت من از اين فرزندم مىيابم، عرض كردم: سرور من بيشتر بفرمائيد، فرمود: او همان صاحب تو است كه او را پرسيدى، برخيز و به حقّانيت او اقرار كن، من برخاستم تا دست و سر او را بوسيدم و دعايش كردم، پس امام صادق ٧ فرمود: بدان كه در بار اوّل كه سؤال كردى به من اجازه داده نشده بود.
عرض كردم: فدايت گردم مىتوانم آن را از تو نقل كنم؟ فرمود: آرى براى عيال و اولاد
[١] مسافتى است معادل ١٦٠٩ متر.