الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٠١ - (باب - ١٥)(آنچه در باره سختى و ناراحتى كه پيش از ظهور صاحب
هنگامى كه آن دانه درخت شد و رشد كرد و ميوه داد و نوح از آن برچيد و خورد و به اصحاب خود نيز خورانيد، آنان به او گفتند: اى پيامبر خدا اينك وعدهاى را كه به ما داده بودى وفا كن، نوح پروردگار خويش را خواند و انجام وعدهاى را كه خداوند به او داده بود درخواست كرد، خداوند به او وحى كرد براى بار دوم عمل كاشتن را تكرار كند تا هنگامى كه نخل رسيد و ميوه داد و نوح از آن خورد آن وقت بر ايشان عذاب نازل كند، پس نوح ٧ ياران خود را از آن قضيه آگاه كرد، و آنان سه دسته شدند: دستهاى از دين برگشتند و دستهاى ديگر نفاق ورزيدند و دستهاى با نوح پا بر جا ماندند، نوح نيز آن دستور را اجرا كرد تا آنگاه كه آن نخل رسيد و ميوه داد و نوح خود از آن ميوه خورد و به ياران خود نيز خورانيد آنان گفتند: اى پيامبر خدا آن وعدهاى كه به ما داده بودى وفا كن، پس نوح پروردگار خود را خواند، خداوند به او وحى فرمود كه آن نهال را براى بار سوم بكارد، تا هنگامى كه آن درخت رسيد و بارور شد قوم او را هلاك كند، نوح آن را به ياران خود خبر داد، پس آن دو دسته كه مانده بودند خود سه دسته شدند:
يك دسته از دين برگشتند و فرقهاى منافق شدند و يك دسته با نوح پا برجا باقى ماندند، تا آنكه نوح ده بار اين عمل را تكرار كرد و خداوند با ياران نوح كه با او باقى مانده بودند همچنان رفتار مىكرد و هر دستهاى به همان ترتيب به سه دسته تقسيم مىشد، چون بار دهم شد عدّهاى از ياران خاصّ و با ايمان نوح نزد او آمدند و گفتند: اى