الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٣٩٢ - (باب - ١٤)(آنچه در مورد علامات قبل از قيام قائم
از او پيروى مىكند خواهد كشت، سپس أصهب را مىكشد، و بعد ديگر همّتى به كار نخواهد بست مگر روى آوردن به سوى عراق، و سپاهيانش به قرقيسيا گذر كنند و در آنجا به جنگ پردازند و صد هزار تن از ستمكاران در آنجا كشته شوند، و سفيانى سپاهى به كوفه گسيل دارد كه هفتاد هزار نفر شمار ايشان باشد پس ايشان مردم كوفه را بكشند و به دار آويزند و اسير كنند، در كشاكشى اين چنين كه بر ايشان واقع شده، ناگاه پرچمهائى از جانب خراسان پديدار شود و پرچمداران منزلها را با سرعت بسيار بپيمايند و با آنان چند تن از اصحاب قائم همراه باشند سپس مردى از موالى (غير بومى) اهل كوفه با جمعى ناتوان خروج كند، فرمانده سپاه سفيان ميان حيره و كوفه او را به قتل رساند و سفيانى گروهى را به مدينه روانه كند و مهدى از آنجا به مكّه رهسپار شود و خبر به فرمانده سپاه سفيانى رسد كه مهدى به جانب مكّه بيرون شده است، پس او لشكرى از پى او روانه كند ولى او را نيابد تا اينكه مهدى با حالت ترس و نگرانى بدان سنّت كه موسى بن عمران داشت داخل مكّه شود.
آن حضرت فرمود: فرمانده سپاه سفيانى در صحرا فرود مىآيد، پس آواز دهندهاى از آسمان ندا مىكند كه «اى دشت، آن قوم را نابود ساز» پس دشت نيز ايشان را به درون خود مىبرد و هيچ يك از آنان نجات نمىيابد مگر سه نفر كه خداوند رويشان را به پشت