الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٧٦ - (باب - ٧)(آنچه روايت شده در مورد كسى كه نسبت به يكى از امامان شك كند يا شبى را به روز آورد و امام خود را نشناسد، يا دين خدا را پذيرفته باشد بدون امامى كه از جانب اوست)
خدا را ديندارى كند به عبادتى كه جان خود را در آن به رنج اندازد و پيشوائى از جانب خداوند نداشته باشد [إمامش از جانب خدا نباشد] كوشش او پذيرفته نيست و او گمراهى سرگردان است و خداوند از اعمال او بيزار است، و او به مثل همچون گوسفندى است كه چوپان خود و يا گلّه خود را گم كرده پس گم گشته و بدين سو و آن سو در رفت و آمد باشد و همه روز خود را سرگشته بماند، و چون تاريكى شب او را فرا گيرد در تاريكى رمهاى را با چوپان آن ببيند و گله خود پندارد و به سوى آن ميل كند و فريب آن را بخورد، و با آن رمه در آغلشان شب را سپرى كند، چون صبح شد و شبان، رمه خويش را به راه اندازد چوپان و گلّهاش براى او ناآشنا باشد، پس سراسيمه در حال تحيّر در پى يافتن چوپان و گلّه خويش برآيد و باز چشمش به گلّه گوسفندى [ديگر] با چوپان آن بيفتد باز به آن ميل كند و فريب آن را بخورد، آنگاه چوپان گلّه بر او فرياد كشد كه اى گوسفند گمشده سرگردان به شبان و رمه خود بپيوند كه تو گم شده و سرگشتهاى، تو از چوپان و گلّه خويش گمشدهاى، پس آن گوسفند وحشت زده و سرگردان و گم كرده راه به تكاپو مىافتد، چوپانى ندارد كه او را به چراگاهش هدايت كند يا او را به آغلش بازگرداند، در كشاكش چنين وضعى كه او دارد، گرگ فرصت را غنيمت شمرده و دلخواه خود را به چنگ آورده و او را بخورد.