الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٦٣ - (باب - ٥)(آنچه در مورد كسى كه ادعاى امامت كند و كسى كه خود را با اينكه امام نيست امام پندارد روايت شده و نيز روايات مربوط به اينكه هر پرچمى پيش از قيام حضرت قائم
خروج كرده و مردم را به سوى خود فرا خواند در صورتى كه كسى در ميان مردم باشد كه از او برتر است پس چنين شخصى گمراه و بدعتگذار است [و هر كه ادّعاى امامت از جانب خدا كند و واقعا امام نباشد او كافر است].
چه خواهد شد اكنون اى كاش مىدانستم حال كسى كه مدّعى امامت و پيشوائى امامى باشد كه از جانب خدا نيست، نه نصى براى پيشوائى او است و نه او خود شايسته امامت است، و نه اهليّت اين مقام را دارد چگونه خواهد بود پس از اين گفته ائمّه عليهم السّلام كه: سه كس هستند كه خداوند به آنان نظر نمىافكند و عبارتند از: كسى كه ادّعا كند امام است و امام نباشد و كسى كه امامت امام بر حقّى را انكار كند و كسى كه پندارد آن دو نفر ياد شده بهرهاى از اسلام دارند. و نيز پس از اين كه آن معصومين عليهم السّلام براى مدّعى اين جايگاه و مرتبه و براى چنين كسى كه آن را ادّعا كند كفر و شرك را مسلّم داشتهاند، از اين دو و از كوردلى به خدا پناه مىبريم، اما مردم هر چه به سرشان آمده تنها ناشى از كم آشنائى آنان با روايت و فهم و درايت از اهل بيت عصمت و رهبران است، از خداى عزّ و جلّ افزونى فضل او را مىخواهيم، (فضل خويش را بر ما بيشتر گرداند) و اينكه موادّ احسان و دانش خود را از ما قطع نكند، و ما نيز- همچنان كه خداى عزّ و جلّ پيامبر خود را در كتابش ادب آموخته- مىگوئيم: پروردگارا به رحمت و احسانت دانش ما را