الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٥٥ - (فصل) آنچه در مورد اينكه امامان دوازده نفرند از طريق عامه روايت شده و آنچه از قرآن و تورات بر آن دلالت دارد
گفت، اكنون پس از گواهى كتاب خداى عزّ و جلّ و روايت شيعه از پيامبر و امامانش و روايت اهل سنّت از رجال خود و همچنين گواهى كتب پيشينه و اهل آن كتاب بر صحّت وجود امامان دوازدهگانه، ديگر براى پژوهنده هدايت و يا طالب حقيقت، و يا ستيزهجوى معاند و منكر چه حجّتى واجب آيد و چه دليلى است كه بايد آشكار شود و چه حقّى لازم آيد. مسلّما همين مقدار كافى و قانعكننده و عبرت خيز و دليل و برهان است براى كسى كه خدا او را به فروغ خويش رهنمون گشته و او را به دين خود كه مورد خشنودى اوست راهنمائى كرده و اولياى خود را بدان گرامى داشته و بر دشمنان خود حرام كرده به جهت دشمنى آنان با كسى كه خدا او را برگزيده و مقدّم داشتن هر كس هواى خويش را و قرار دادن عقل و درك خود را به عنوان پيشوا و راهنما و مرشد (براى خود)، در برابر امامان راهنما همان كسانى كه خداوند در كتاب خود خطاب به پيامبر از آنان ياد كرده مىفرمايد: «تو فقط هشداردهنده و ترساننده هستى و براى هر قومى راهنمائى وجود دارد» همانا: هر روزگار را پيشوائى است كه خداوند هر كس را كه از او پيروى كند و به او اقتدا نمايد به وسيله همان پيشوا هدايت مىكند البتّه نه آن كسى را كه با او مخالفت ورزد و او را انكار كند و تكيه بر عقل خود و نظر شخصى و قياس خويش نمايد، كه او به همانها واگذاشته شود، چون خود، آنها را ترجيح داده است. اميد است خداوند ما را چنان بدارد كه انجام دهنده آنچه مورد خشنودى خاطر اوست باشيم و به حجّتهاى او