الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٠ - پيشگفتار
خواهد شد و تندرستى خود وسيلهاى است كه بدان بر رنجها مىتوان چيره گشت و پيرى زورقى است كه بالاخره سالهاى زندگانى با آن به آخرين مراحل خواهد رسيد:
پس از آنچه گذشت من پيوسته روزگار را در انتظار سپرى مىساختم و مترصّد فرصت و گشايشى در امور بودم، اما پيوسته عواملى مرا از انجام اين مهم باز مىداشت و پيش آمدهاى فراوان از اقدام به آن مانع مىشد و هر گاه تصميم به انجام آن مىگرفتم مانعى تازه در ميانه پديد مىآمد و به هر طريق كه به سوى آن گام در راه مىنهادم نيل به مقصود ممكن نمىشد، گاه اتفاق مىافتد كه خواسته آدمى در ميان پيچ و تاب گردونه موانع ناپديد و گم شده از دست مىرود. به هر حال ماهها و سالها بر اين آرزو گذشت و شبها و روزهائى از پى يك ديگر آمد كه من در انتظار عنايت خداوندى براى تحقّق اين آرزوى ديرين به سر بردم تا خداوند چه زمانى براى انجام آن مقرّر فرمايد كه كارها را هر يك زمانى خاصّ متعيّن است و تا فرا نرسد صورت نپذيرد.
تا اينكه روزى چنين پيش آمد كه من در حجره خويش سرگرم ترجمه كتاب ثواب الأعمال شيخ صدوق بودم در اين هنگام جوانى موقّر با ظاهرى متين و آراسته در حالى كه نسخهاى از كتاب «غيبت نعمانى» را در دست داشت وارد شده و پس از سلام و تعارفى نشست. از ايشان پرسيدم كه كيست و خواستهاش چيست؟ پاسخ داد آمدهام