سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٩٤
٥. اشعار
الف
|
اذا قعد الرجال عن المساعى |
، ٢٨٧
|
از پى رد و قبول عامه در زحمت مباش |
، ١١٤
|
از عشق تو اى خسرو خوبان صد داد |
، ٢٣
|
از مكافات عمل غافل مشو |
، ٣٠٩، ٣٢٨
|
اشكم از پرده دل مىآيد |
، ٤٨
|
اگر نازى كنى از هم فرو ريزند قالبها |
، ٩
|
ان اللبيب اذا تفتق امره |
، ١٧٦
|
اين ره عشق است ره حمام نيست |
، ٨
|
اينكه مىبينم به بيداريست يا رب يا به خواب |
، ٧
|
اى درد تو درمان غم بىدرمان |
، ٢٨
|
اى دل، تو مگر كوره حدادانى |
، ٢٤
|
اى روز وصال تو شب معراجم |
، ٥٢
ب
|
بار گنهم گرفته بودم در دوش |
، ٥٨
|
بازآ، بازآ، هر آنچه هستى بازآ |
، ٤٧
|
با موى سپيد آمدم و روى سياه |
، ٤٧
|
بنى آدم اعضاى يكديگرند |
، ٩٩
|
به دل فتاد ز مويت هزار قيد سلاسل |
، ٥٦
|
بيمار شدم براى درمان طبيب |
، ٩٣
پ
|
پدرم روضه رضوان به دو گندم، بفروخت |
، ٥٤
ت
|
تا تير غم عشق تو در دل دارم |
، ١٦
|
تا عكس رخت فتاد در روز قدم |
، ٤٣
ج
|
جز آستان توأم در جهان پناهى نيست |
، ٥٣
چ
|
چراغى را كه ايزد برفروزد |
، ٢٢٤
|
چو عكس روى تو در صفحه خيال كشيدم |
، ٥٠
ح
|
حيف از اين مسجد كه در سمنان بود |
، ٢٣
خ
|
خيالش هرگز اندر وهم نايد |
، ٢٠٤
د
|
در ازل پرتو حسنت به تجلى دم زد |
، ٥٤
|
در ايام او اين سخن عام هست |
، ١١٢
|
دل تنگم و همچه تو طبيبى دارم |
، ٩٥
|
دوستان را كجا كنى محروم |
، ٣٠٧
|
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر |
، ٣٢٩
س
|
سگ به درياى هفتگانه بشوى |
، ١٨٩