سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٨١
و مهمّات ارباب حراثت و حاجات اصحاب حرافت، كه باعث آبادانى مملكتاند به عقل متين و راى رزين اصلاح نمايند.
و به نهج آمال و نظام احوال خلق كه سبب بقاى نوع و قوام مملكت و ترقّى ملّت است به احسن الوجه برآيند.
و به وفور دخل و حصول مال و تكثير ثروت و تحصيل معاش رعيّت، به مساعدت و معاضدت يكديگر برآيند.
و از روى علم و معرفت، در اصلاح حال آنان، جهدى كافى و سعى وافى مبذول دارند.
و در تعظيم شئونات علماى ملّت و تفخيم مقامات امناى دولت و تقديم مراسم[١] حقوق رعيّت، سرمايه مقدرت[٢]، مصروف دارند.
و در تعظيم و تجليل علما- كه چابك سواران ميدان فتوا و اخترشناسان فلك تقوا هستند- نهايت اهتمام نمايند.
و عوام را حلقه اطاعت علما در گوش، و كمر اطاعت دولت را بر ميانشان بندند.
زيرا كه آنانند دانايان، و ايشانند عالمان، كه اكسير حكمتشان، مس وجود كشورى را زر خالص نمايد، و به مصالح حكمت، اركان اصول و فروع دين و ملّت را محكم نمايند.
و به مضمون: «الحكمة مفتاح السّعادات و السّعادات ادراك النيّات»[٣] بر مسند حكمت برآيند و گوى سعادت بربايند.
و به نصّ آيه يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً[٤] ترشّحات سحاب فيضشان، بر گلستان و صحراى پر از خار مغيلان ريزان است، و نسيم عنايتشان، بر هر لطيف و كثيف، وزان است؛ فعظّم مقادير اهل العلوم فقد اوجب اللّه
[١] - مراسم: فرمان، حكم.
[٢] - مقدرت: قدرت و توانگرى.
[٣] - يعنى:« دانايى، قضاوت درست و پند كليد هر سعادتى است و هر سعادتى در گرو به دست آوردن اهداف و تصميمهاى درست است.»
[٤] -« او به هركس كه بخواهد حكمت مىبخشد و به هركس كه حكمت بخشيده باشند، بىشك خير بسيارش دادهاند» بقره ٢/ ٢٦٩.