سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١١٨
[چون] سبب قتل دوست شما شده است، او را دشمن مىداريد؟
البته پرواضح است كه هرگاه آلت قتّالهاى كه دوست و محبوب شما بدون سبب مقتول شده است اگر شما آن آلت را دوست بداريد، در قتل دوست و محبوب خود شركت كردهايد.»
عرض ديگر آنكه، تمام قواعد شرع مقدّسه و قوانين شريعت حنيفه، از واجبات و محرمات و مستحبّات و مكروهات و مباهات را بزرگان دين و اولياى اين آيين به ما دستورالعمل دادهاند و چيزى فروگذار نفرمودهاند.
طريقه خوردن و آشاميدن و بيت التخليه رفتن و راه رفتن و خوابيدن و ادعيه وارده در مقام هريك را نوشتند و گفتند و ترتيب زيارت قبور مؤمنين را به ما نمودند.
چگونه كيفيّت زيارت بقاع متبرّكه و اماكن مشرّفه را نفرموده باشند؟ باوجودى كه كتابها از زيارات مأثوره از ائمه هدى، علماى اعلام نوشتند تا آنكه ما مردم خودسرانه به حرم مطهّر ايشان وارد نشويم و از شيوه ادب چيزى فروگذار ننماييم. چنانچه در همين كتابهاى فارسى ديدهايد كه چگونه با ادب و خضوع و خشوع بايد آمد و درب رواق اوّل اذن دخول بايد خواند و همچنين درب رواق دويّم و درب حرم مطهّر و نزديك مرقد منوّر، از طرف جلو و پشت سر و پايين پا و بالاى سر، كه هر مقامى زيارت و دعاى مخصوصى دارد و در زمان مراجعت هم آداب معيّن و دعاى وداعى بيان فرمودهاند. آخر اين مزخرفات كه سيّد به شما تلقين مىكرد در كدام كتاب نوشتهاند و از كدام امام روايت نمودهاند؟
اين مهملات و كلمات سيّد نه عربى بود و نه فارسى. نه امامى فرموده و نه عالمى گفته. مگر آنكه، اين طرّارى و شيّادى را از براى بريدن جيب مردم از يكديگر ياد گرفتهاند و اين دام مكر و خديعت را از براى شما عوام گستردهاند تا اموال شما را برده و ثروت شما را سرقت كرده باشند و به اسم نذورات، سرمايه عزّت شما را از كيسه شما بيرون آورده، به هواى نفس به لهو و لعب مصروف دارند؟ آخر شما نان گندم و برنج صدرى خوردهايد به كدام شرع و شريعت اين نذر واجب شده است. و به كدام مذهب و