سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٨٠
و از دانايان خود انجمنى سازند و به اصابت فكر و فطانت ذهن و به حذاقت عقل و رزانت رأى، رتقوفتق امور، و محافظت و مواظبت حال جمهور را به دارالشوراى مشورت- كه دار الامن معرفت است- دراندازند، تا شربت خوشگوار معدلت را از سرچشمه زلال معرفت، به تشنگان بيابان ظلم و مذلّت بچشانند.
و اين اساس محكم، در هر نقطه از نقاط عالم كه منعقد است، مانند آفتاب تابنده و مهر درخشنده، اشعه انوارش، مملكتى را به نور علم و معرفت روشن دارد. و باغبان تربيتش، خارستان كشورى را گلستان خواهد نمود.
بديهى است هركس كه از منزل حيوانيّت به ساحت قدس انسانيّت قدم گذاشت؛ قدر شور، و شرافت مشورت را شناخت.
و هركس كه در وجود خود ذرّهاى استعداد شرف نديد، البته به مخالفت مشورت به استبداد رأى خود كوشيد.
نتايج شور و ثمرات مشورت از مقايسات عقل بيرون و از توهّمات افكار خارج و اين بىمقدار را آن معيار هنر نيست كه از فضيلت و شرافت مشورت سخنى گويم. نظر به مضمون «ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه»[١] مقدارى را به عرض مىرسانم:
اوّلا عرضه مىدارم: مشاوره امرى است؛ ما بين دو نفر يا زياده، كه به اختلاط افكار و به امتزاج اذكار، به مباحثه و مقاوله، از خلاصه آن گفتار، نتيجهاى را اختيار نمايند كه از آن نتيجه، صلاح اعمال و ثواب اقوال، ظاهر و باهر گردد.
معلوم است كه اهل استشاره را هرچه عدد بيشتر است، مذاكره به تنقيح و تصفيه نزديكتر است.
و اهل شور را صفاتى حميده و خصالى پسنديده مىبايد كه به اعتصام حبل المتين حكمت، رشته امور ملك و ملّت را محكم سازند و نظام تدبير لشكر و مصالح احوال رعيّت را به استحكام اركان دين و احكام شريعت خاتم النبيين محافظت فرمايند.
[١] - يعنى:« چيزى كه تماما به دست نمىآيد، نبايد يكباره رها رشود.» امثال و حكم، ج ٣، ص ١٣٩٠.
قال على( ع):« ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه.» عوالى اللئالى، ج ٤، ص ٥٨.