سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣١٣
اوّل خودشان از ملبوسات خارجه احتراز نمايند و مردم را به اجناس وطنى تحريص و ترغيب كنند و از براى فراهم آوردن امتعه، و منسوجات داخلى، ملّت را به شركتهاى كلّى و كمپانى امر نمايند و فلّاحين را به فلاحت و زارعين [را] به زراعت و تجار را به تجارت امتعه وطنى باز دارند كه پول وطن كمتر به خارجه برود.
بعد، اوّل كارخانه كه لازم داريم و بايد از خارجه بياوريم كارخانه اسلحهسازى است بايد از هر پولى كه باشد چه سهم امام و چه مظالم و چه از خمس و چه از زكات و يا از ماليات و يا وجوه بريات، و الّا از طريق اعانه و يا تشكيل شركت تجارت به هر قسمى كه بوده باشد كارخانه مذكور را بياورند و به طرز جديد اسلحه كافى فراهم آرند و بعد مردم را از عالى و دانى در تحت نظام بياورند و خود حجّة الاسلامان هفته [اى] دو روز افتخارا لباس رزم پوشيده به ميدان مشق حاضر گردند و مردم را امر نمايند كه همه روزه در مساجد حاضر گردند و از آن اجتماع از اخلاق و حالات يكديگر مطلع شوند و در صبحها كه عموم در مساجد حاضرند، بعد از فريضه و شنيدن احكام شرعيّه يك ساعت اهل هر مسجدى در مكان معينى حاضر گردند و اين يك ساعت را مشق نظام نمايند.
بعد هركس پى شغل خود برود و به كسب و كار خود پردازد تا در مقام حاجت همه بتوانند حاضر گردند.
و وظيفه ديگر علما آن است، آن مقدار مدارس كه ما در ايران داريم و موقوفات از براى آنها معين كردهايم، از تمام مملكت- كه كرورها طلبه داريم- در هرچند سالى يك نفر و يا دو نفر حجة الاسلام از ميان آنها مشكل بيرون آيد، اگر آنها طلبه و تحصيلكن بودند بايد لااقل نصف آنها حجة الاسلام شوند و نصف ديگر مردمان با علمى شوند كه بتوانند در شعبات ادارات علما ترويج شريعت كنند و مردم را به آب مذهب دعوت نمايند.
حال كه در ساليان دراز از هزاران هزار از آنها يك نفر عالم كه به درد ملّت بخورد بيرون نمىآيد، پس بايد ترتيبى از براى آنها قرار دهند و حجرات مدارس را به هيزم شكنهاى مازندرانى و يا بيكارههاى مملكت موروث ندهند و هر بيكاره را در آنجا منزل