سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٤
خريده مصرف شد.
- دو ساعت و ربع از دسته گذشته رسيديم به كالتاقى. قهوهخانه و گارىخانه بود در آنجا قدرى توقف كرده و مقدارى انگور خريدارى نموده، به خوردن مشغول شديم. از آنجا تا ميامى دو فرسنگ مسافت بود بعد حركت كرده.
- پنج ساعت و ربع از دسته گذشته به مياندشت[١] رسيديم. چهار فرسنگ مسافت طى شده بود. پياده شد [ه] در قهوهخانه توقف شد. و نهار و چاهى صرف شد. خوراكى غير از نان و پنير و خربز [ه] چيز ديگر نداشت؛ بعد اسبهاى گارى را عوض نموده، به طرف عباسآباد[٢] حركت كرديم.
- سه ساعت و نيم به غروب مانده رسيديم به قلعه الهاك[٣]. قلعه بزرگ مخروبه داشت، يك استخر و چشمه آبى داشت. غير از چند درخت، باغى نداشت. قدرى آب خورده، حركت كرديم. راه از آنجا به عباسآباد سخت است، زمين تمام ماسه و شن، گارى به صعوبت مىرفت. يك فرسنگ به عباسآباد مانده [بود] كه از ميان درّه بيرون آمده بوديم.
يك گارى كه زيادى اسبابهاى گارى ما در آن بود، در شاهرود چند نفر سرنشين زن و مرد در آن نشانيده بودند، من جمله سيّدى بود از علماى سارى، با عيال خود در آن گارى نشسته بودند و آن گارى زياده از يك ميدان از گارى ما عقب بود و آنجا هم خطرناك بود.
حقير زمانى به عقب نظر انداختم، گارى را از مسافت دور ديدم توقف نموده و ديدم يك سوار به تعجيل مىآيد به سورچى گفتم: «تأمل كن ببينم چه خبر است اين سوار كيست؟» قبول نكرد، متغيرانه او را ملامت كردم، گارى را نگاه داشت تا آن سوار رسيد.
[١] - مياندشت: نام محلى كنار راه شاهرود و نيشابور ميان زيدر و الهاك.« لغت نامه»
[٢] - عباسآباد: دهى است از دهستان فرومد بخش ميامى شهرستان شاهرود.« لغت نامه»
[٣] - الهاك: قلعهاى است واقع در فاصله دو فرسخى عباسآباد. گويند كاروانسراى الهاك را شاه اسماعيل صفوى ساخته، به هرحال حالا خراب و از بيرون مربع و داراى هشت برج است. مطلع الشمس، ج ٣، ص ٢٣٧.