سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣١٢
بزرگواران مىدانند و نوّاب آنها مىخوانند، از براى حفظ وطن و ناموس اسلام و توسعه دين، همين شيوه مرضيه را معمول دارند، نه آنكه در خانه خود بنشينند و از گوشه مسند حركت ننمايند.
به همان دو كلمه درس دروغى از نجاست و طهارت قناعت نمايند و از براى ترويج مسأله جهاد اقدامى نفرمايند. معلوم است كه آنها خود را از پيغمبر بهتر و متشخّصتر مىپندارند و شؤونات خود را بزرگتر مىشمارند.
اگر اينان خود را امّت پيغمبر آخر الزمان و عالمان مسلمانان مىدانستند، آواز كوس روس را به گوش مىشنيدند و تدليس انگليس را به چشم مىديدند. از براى تهجّم بيگانگان بر مسلمانان و گرفتارى اين بيچارگان در اين آتش سوزان علاجى مىنمودند و از براى رفع احتياج مملكت و دفع ذلّت ملّت چارهجويى مىكردند و از ترقيّات اروپا و تدنيّات آسيا و عزّت آنان و ذلّت اينان و آبادى فرنگستان و خرابى ايران و توسعه كيش عيسويان و تحليل مذهب مسلمانان صحبتى مىكردند و تأسف مىگفتند و تلهّف مىخوردند.
حال كه محراب و منبر آراسته و امورات زندگانى دلخواسته است، [و] حبل بندگى به گردن عوام انداختهاند و اين بيچارگان را چون انعام به دام آوردهاند، ديگر به فكر آنها نيستند. خوب است از براى اينكه اين نعمت هميشه از براى خودشان مستدام بوده باشد و زوالى در سلطنت خودشان و او نيايد به آب موعظه و نصيحت از روى حقيقت به كلمه جامعيت يعنى اتّحاد ملّت دعوتشان نمايند و محفلى از خود تشكيل داده، دعوت كنندگان با علم، به هر قريه و دهكده روانه دارند و مردم را احكام جهاد بياموزانند و به اتحاد يكديگر دعوت نمايند و از حقوق برّيه مصارف آنها را بپردازند كه با خاطر جمع به دعوت مشغول گردند و مردم را اول به سوى كتاب خدا بخوانند و آياتى كه نهى مىكند دوستى كفار را، از براى مردم قرائت نمايند و مردم را از آداب و رسوم كفر به تيغ موعظت تهديد نمايند و دشمنان را بيگانه شمارند و ملّت را به تحصيل ثروتى كه باعث ترقى مملكت است تشويق كنند و كارخانههاى نسّاجى از براى مردم داير نمايند.