سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٢٠٠
نموده باشد و امر دفن خود را به غير اهل، واگذارده باشد كه او را به بىاعتنايى دفن كرده باشند و به اين سبب قبر او خراب و ويران گرديده باشد، البته اينچنين كسى از رحمت الهى دور و از فيض نعمتش مهجور خواهد بود.
پس مراد از قبور مندرسه كه محلّ نزول عنايت الهى است، قبورى است كه به واسطه مرور ايّام كثيره خراب و صاحب قبر به سبب عظام رميمه و اعضاى پوسيده شده كه از وجود خود مأيوس و با مار و مور مأنوس است، به رحمت پروردگار، اميدوار خواهد بود.
حضرت احديّت به جهت كربت و غربت صاحب آن قبر، فيض نعمت رحمتش را از او دريغ نخواهد فرمود. پس اين شمول رحمت به جهت عجز و مذلّت و كربت آن ميّت است نه از براى ريختن كثافات و قاذورات به روى آن مرده.
قبرستانى كه حالش اين است، البته اهلش در زحمت و نقمت خواهند بود، زيرا كه مردم اين قبرستان، مردم همين زمانند و اين حركات شنيعه را خود آنان مرتكب بودند و يا اين فعل قبيح را نهى نمىنمودند.
باوجودى كه مرده مسلمان، مانند زندهاش محترم است، خداوند قهّار راضى نيست كه نسبت به آن مرده مسلم، اسائه ادبى بشود و يا اهانتى وارد آيد.
شما ملاحظه فرماييد، شريعت مقدّسه، چه مقدار تأكيد در احترام اموات فرموده و به زيارتشان ما را مأمور داشته، حتى آنكه نهى فرموده كه نام ايشان به بدى ياد نشود.
چنانچه مىفرمايد: «اذكروا موتاكم بالخير.»[١]
و احاديث وارده در احترام اموات بسيار و در جاى خود مصرّح است.
[اروپاييان و احترام اموات]
بدبختانه اين قانون شريف و اين قاعده نظيف را هم اروپاييان از ميان ما مسلمانان بردهاند. زيرا كه اگر در قبرستان ايشان وارد شويد، مىبينيد كه چگونه در احترام اموات
[١] - يعنى:« اموات خود را به خوبى ياد كنيد». قال على( ع):« اذكروا محاسن موتاكم» و در خبر ديگر:« لا تقولوا فى موتاكم الّا خيرا» يعنى:« جز خوبى در مورد اموات خود نگوييد.» ر. ك: بحار الانوار، ج ٧٥، ص ٢٣٩.