سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٠٢
چنانچه بعد از ولادت، اوّل چيزى كه سابق در كام ماها مىكردند، تربت حضرت ابا عبد اللّه- عليه السلام- و آب فرات و آب زمزم بود و بعد به غذاهاى ايرانى و خوراك آبايى، ماها را تغذيه مىنمودند و بدن ما را به پارچههاى وطن زينت مىدادند. پيوسته بدين روش، در تعيّش زندگانى مىكرديم و به عادت قوميّت باقى بوديم. تا زمان مردن هم باز همان تربت و آب فرات در كام ماها مىريختند و بعد از مردن به چند زرع كرباس وطن كه در بن هر تاروپودش هزار بسم اللّه و صلوات[١] مستتر بود بدن ما را مخلّع مىنمودند و به دست مادر طبيعى مىسپردند.
و از مهد الى اللحد نامى از فرنگيان نمىشنيديم و اسمى از اروپاييان نمىبرديم.
ولى امروز از ابتداى ولادت بايد قابله فرنگى و دوا و غذ [اى] ما از مال فرنگى باشد و بعد از ولادت اول چيزى كه كام ما را از آن برمىدارند، قند يا نبات است، آن هم مال فرنگى. بدنهاى معصوم ما را خبيث مىكنند به لباسهاى فرنگى و تا دم مردن، تمام ملبوس و لوازم زندگانى ما از فرنگى، حتى قرآن و كتب مذهبى ما از كاغذ فرنگى و در وقت مردن آنچه در كام ما مىريزند جوهريات كثيفه خبيثه فرنگى [است].
بعد از مردن بدن ما را مىپوشانند به پارچههاى فرنگى، و بعد از مردن، جنازه ما را حمل مىنمايند به درشكه فرنگى. هرچه هست از فرنگى.
در بين ولادت و وفات، تمام آداب مانند فرنگى: خوردن فرنگى، خوابيدن فرنگى، شاشيدن فرنگى، لباس فرنگى، صورت فرنگى، راه رفتن فرنگى، سلام كردن فرنگى، عمارت ساختن فرنگى، تعليم و تعلّم فرنگى، زبان فرنگى، خط فرنگى، كتاب فرنگى، درس فرنگى، صنعت فرنگى، معلم فرنگى، فرنگى، فرنگى، فرنگى!
مسلم است، در اين صورت مذهب چيست؟ فرنگى! ملّت كيست؟ فرنگى! شريعت كدام؟ فرنگى! آيين چه؟ فرنگى! قانون از كيست؟ از فرنگى! سلطان؟ فرنگى! اولياى دولت؟ فرنگى! نظام؟ فرنگى! ادارات؟ فرنگى! حكّام؟ فرنگى! تجّار؟ فرنگى! زنها؟
فرنگى! اطفال؟ فرنگى! همه فرنگى، همه فرنگى، همه فرنگى!
[١] - اصل: صلوة.