سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٢٥٢
قسم زوّاران خود بيشتر نظر مرحمت دارند.»
گفتم: «يا شيخ! من شما را از اين اكراد عوامتر مىبينم. زيرا كه امام خود را نشناختهايد و حق او را نگذاشتهايد. حضرت ختمى مرتبت- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- كه جدّ اين بزرگواران است، فرمود: «من مبعوث شدم تا تكميل مكارم اخلاق نمايم.»[١] يعنى انبيا و اوليا تمام بر اين امر مقدّس مأمور بودند، ولى هريك به مقتضاى عصر مقدارى اظهار داشتند و من به اين شريعت خود تكميل كردم و تزكيه و تصفيه نمودم، اخلاق مردم را و چيزى فروگذار ننمودم.
حال از روى انصاف بفرماييد حركات وحشيانه و زحمات به مردم و اذيّت مسلمانان در كجاى شريعت رسيده و يا اين قسم زيارت را در كدام كتاب علما فرمودهاند؟
مگر ائمه طاهرين- عليهم السلام- كه به زيارت قبور شريفه يكديگر مىرفتند و يا اصحاب آنها كه به بقاع متبركه مشرّف مىشدند، قواعدى از براى زيارت نفرمودهاند و يا نزول آيه حجاب از براى شهرى بوده و بدوىها به اين تكليف مكلّف نيستند و يا از براى آنها آداب شريعت ديگرى است؟
اگر بعضى نقل و حكايت از براى شما نقل كردهاند كه عربهاى بدوى به اسائه ادب به زيارت ائمه آمدند و آنها را از اين حركت شنيع منع مىنمودند و آن بزرگواران در خواب شكايت مىفرمودند كه چرا با زوّارهاى ما اينگونه رفتار نموديد و راضى به اين حركات نبودند دو جواب دارد:
يكى آنكه اوّلا خواب حجت نيست، و ثانى آنكه خدّام آستانه بقاع متبركه به درشتى و سختى با آن عربها سلوك مىكردند و آنها را زجر مىنمودند. امام راضى نمىشد كه به آنها اين قسم سلوك نمايند؛ در خواب ايشان را منع مىفرمود. و الّا كى اين خدمه مفتخوار دستهاى از زوّار جاهل عامى را در گوشهاى نشانيدند و آداب زيارت را به آنها آموختند و از شئونات امام، فصلى از براى آنها گفتند، امام- عليه السلام- آنها را نهى كرد؟
كى شما علما برحسب وظيفه خود اين زنهاى ايلات را امر به حجاب نموديد و تعليم
[١] -« انّما بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق». بحار الانوار، ج ١٦، ص ٢١٠.