سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٤٤
و ولايت عباد را در عهده گيرد و خود را اولو الامر بداند، لابد يك نفر ظالمتر و جابرتر از او به هم خواهد رسيد كه متوقّع تصدّى امر شود بعد مخاصمت و مجادلت برخيزد اگر غالب يا مغلوب هم گردد ديگران هم به همين هوا و هوس خواهند اوفتاد.
همه روزه در ميان بندگان ناير [ه] قتل و جدال اشتعال به هم خواهد رسانيد، چنانچه سلاطين جور تاكنون چه مقدارها نفوس تلف كردهاند تا به هوا و هوس خود رسيدند.
دو روزه دنيا را به لهو و لعب و عيش و عشرت گذرانيدند، هزاران نفوس تلف شد تا ساغرى گلنار، و هزاران خانه خراب گرديد تا عمارتى زرنگار گرديد.
در هيچ كتابى از كتب آسمانى و در هيچ آيه از آيات قرآنى آيهاى نازل نشده [كه] يك نفر بر مردمان اين مقدار تسلط به هم رساند و هرچه خواهد بنمايد.
پس اينگونه مردم جبابره كه مانند فراعنه و عمالقه هستند، سلطنت بر مسلمين نخواهند داشت، پادشاه اسلام نخواهند بود بلكه از جند شياطين و ظلّام هستند.
وجود خبيثه اينان مقدس نيست و هيولاى كثيفه ايشان اعليحضرت نمىشود و اين نسبت وجود مقدس و اعليحضرت كه به اينان مىدهيد بايد مافوق بر اين به شدّاد و نمرود و معاويه و يزيد مردود بدهيد، زيرا كه آنها در دنيا زياده بر اين بر مردم تسلّط داشتند و بيشتر تعدّى مىكردند.
و امّا اين اسائه لسان كه به مجلس شوراى ملّى نموديد كه بنيان و جدران آن را به كفر زندقه بنا نمودهاند، كلام بسيار غلطى است زيرا كه آجر و گچ كافر نمىشود.
و بنده خودم در زمان خودم خاطر دارم، زمانى كه اين بنا را مىنمودند بانى اصلى آن كه سپهسالار[١] بوده باشد، بسيار شخص مسلمان نيك فطرتى بود و بنّايان و عملههاى آن
[١] - سپهسالار( ١٢٤١- ١٢٩٨ ق/ ١٨٣٦- ١٨٨١ م): حاجى ميرزا حسين خان قزوينى معروف به سپهسالار اعظم و ملقب به مشير الدوله يكى از رجال نيكنام و اصلاحطلب ايران در دوره قاجاريه بود كه بعد از قتل امير كبير- مصلح و متفكر و مرد مبارز ايران- تا حد امكان دنباله اقدامات و اصلاحات آن مرد وطنپرست را در دوره سلطنت ناصرالدين شاه قاجار گرفت و در كسب تمدن جديد و پيش بردن مقاصد فرهنگى و اجتماعى امير كبير قدمهايى برداشت. از يادگارهاى سپهسالار مسجد بزرگ سپهسالار و عمارت بهارستان است كه اكنون مجلس شوراى اسلامى مىباشد.« لغت نامه»