سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٤٢
مقامات ديگر كه زوّار بيچاره [را] در هريك از اين مقامات مىبرند و وجهى دريافت مىدارند و بعضى از اين مقامات را خواص هم مبتلا هستند، مانند آشپزخانه حضرتى، زيرا كه خدمه در كشيك خودشان شام و نهار دارند.
زوّارهاى محترم و معتبر كه وارد مىشوند، از براى تيامن و تبرّك، خادم يك مجموعه شام خود را از براى يك زوّار برده، نيازى مطالبه [مى] دارد، آن زائر هم به ملاحظه آنكه متعلق به حضرت است، تبرّك دانسته به ميل و رغبت قبول مىنمايند و هركس به قدر قوّه خودش نيازى به جناب خادم مىدهد.
و بعضى اوقات، برنج مطبوخ حضرتى را يك دورى از براى بيست نفر برده، هريك مقدار كمى برداشته خشك مىكند و نيازى مىدهند.
و بعضى اوقات يك من برنج از دكان رزازى گرفته، در آشپزخانه حضرتى گذارده، چهل نفر زوّار را مىبرند[١] و هريك را يك سير برنج خشك مىدهند كه اين از انبار حضرتى مىباشد و تبرّك است. و هريك سير برنج را دو قران و سه قران و پنج قران دريافت مىدارند.
غرض آنكه مقامات، از براى دزدى بسيار است. اگر بخواهم شرحى از آن عرض كنم، بسيار طول مىكشد.
ولى اعطاى اشياى متبركات بسيار است: يكى آب قفل ضريح مقدس است و يكى پيه شمعى است كه در بالاى ضريح مطهّر مىسوزد و ديگر نخ خامى است كه دور ضريح مىبندند. ديگر غبار روى ضريح مقدس است و از اين قبيل هم بسيار است.
اگرچه درواقع تمام خاك خراسان مقدّس است، ولى حرف اين است كه خدمه همه را اسباب دخل خود كردهاند و جيب فقرا را خالى مىكنند. چنانچه روزى يكى از خدمه را ديدم، مقدارى فضله كبوتر به شخصى مىداد كه اين را از روى ضريح برداشتهام و تبرّك است. فضله را داد و نيازى دريافت نمود. غرض اشيائى كه به اسم تبرك به مردم مىدهند.
[١] - اصل: ميبرد.