سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٢٧٠
زحمت مىكشند. كسانى كه در ادارات دولتى كارى دارند از براى آنها تعارف و هديه مىبرند و ما بايد افعال مسلمانان را حمل بر صحّت نماييم. از اين جهت مىگوييم آنچه را كه ايشان به مصارف خيريّه مىرسانند از تعارف و هديه است، بر ماها مباح و آنها هم مثاب و مأجور خواهند بود.»
اين شخص خدمه هم مقدارى از اين كلمات درهم يافت. رفتهرفته در ميان ايشان مباحثه به مشاجره و مخاصمه انجاميد و من ساكت نشسته متفكر بودم و از جهل ايشان عبرت مىگرفتم كه چگونه از براى درهمى دين شريف خود را مىفروشند.
يكمرتبه عنان صبر از كفم گسست و تواناييم از دست رفت. بىاختيار بر دو زانو نشستم.
گفتم: «خوب است شما از براى يزيد بن معاويه طلب مغفرت نماييد و از براى امثال او رحمت بفرستيد و اجزاى درباريان او را با فعل ايشان ملامت ننماييد، زيرا كه اگر مسلمانى اينها را به گفتن كلمه طيّبه و بذل و بخشش و احسان به مردم مىدانيد معاوية بن ابى سفيان، كمتر عطاى او ده هزار درهم بود و اگر به عمارات سلطنتى است، يزيد بن معاوية، ترتيب اساس عمارت و لوازمات سلطنتش را هيچ سلطانى نداشته و جود و احسان آن ظالمان بيشتر از اين بيدينان بوده.
به علاوه آنها نمازگزار و روزهدار و نافلهگزار و امام جماعت و قرآنخوان و در صورت ظاهر مقدّس و متديّن بودند.
از اين جهت، آنها زيادتر باعث تمجيد خواهند بود و اين بيدينان به هيچيك از اين صفات موصوف نيستند و شما به جهت آنكه سالى دو يا سه تومان از مال مظلومان در نزد آنها موظّف هستيد، پيوسته آنها را ستايش مىكنيد و اگر آنها روزى هزار پيغمبر مرسل را بكشند شما آنها را مسلمان مىدانيد و افعال مسلمانان را حمل بر صحّت مىنماييد.
معلوم است با اين وجدان اگر آن سالى دو تومان را يزيد بن معاويه به شما مىداد، او را بهتر مدح و ثنا مىگفتيد زيرا كه در ظاهر آثار مسلمانى او بيشتر از اينهاست. و حال اينها به درجات پستتر است.