سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٤٣
شدگانند. پس بايد مسلمانان هم معانى كتاب خود را بدانند و بدان عمل نمايند.»
گفت: «بلى ظاهر آيات قرآن را مقدارى من هم مىدانم شما مقصود خود را بيان بفرماييد.»
گفتم: اين آيه را در قرآن در سوره بقره آيه ١٨٢ قرائت كردهاى كه خداوند مىفرمايد:
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ[١].
ظاهر آيه وافى هدايه چنان است كه مىفرمايد: «مخوريد اموال خودتان را به باطل و حقوق مسلمانان را از دست آنها مگيريد و مدهيد به حكام جور، كه سلاطين و پادشاهان روزگارند تا آنكه حكام و سلاطين به ظلم و جور تصرف در اموال مردم نمايند و به هواى نفس به مصارف باطله برسانند و شما داناييد به حال آنان.» و مصداق اين آيه مباركه دلالت دارد، هركس به هواى نفس و به شهوات آمال و آرزو و از روى جور و ظلم بخواهد ولايت در امور مسلمانان و امارت در مملكت ايشان داشته باشد و تصرف در اموال آنان نمايد تا شب و روز مست شهوات و غريق لذّات بوده و در قتل نفوس محترمه و نهب اموال محرّمه دريغ نداشته باشد، البته به فرموده خدا و رسول و تصديق وجدان و عقول دفعش لازم و انفصالش واجب است.
زيرا كه وجود همچه ظالمى مخرّب شريعت و مضرّ نوع و مخلّ آسايش عباد است.
پس بر هر ذىشعورى لازم و بر هر صاحب عقلى واجب كه از براى بقاى نوع و دوام ملك و ترويج مذهب و شريعت، اين مست هواپرست را از ميان بردارد، تا" رتقوفتق" امور جمهور و امر و نهى امور مسلمانان و نظام ملك و ملّت و قوّت شريعت و شوكت دولت در كفّ كفايت كسى گذارند كه بتواند به رشته عقل و سوزن تدبير اوراق روابط امور مملكت را شيرازه نمايد.
بديهى است يك نفر سفّاك بىباكى به قهر و غلبه سلطنت مسلمانان را در عهده گيرد
[١] -« و اموال يكديگر را به ناحق نخوريد، و به داوران با[ رشوت از] آن نزديكى نجوييد تا پارهاى از اموال مردم را آگاهانه به ناحق بخوريد» بقره ٢/ ١٨٨.