سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٠٨
وقتى كه عرب اشعه آفتاب تمدن اسلام را از خطّه حجاز به اقصى بلاد اندلس و منتهى نقاط هندوستان مىرسانيدند و سواحل و بنادر آفريقا را از جنوب و شمال و عرض و طول فرو گرفتند، روسها در اراضى غير ذى زرع به حالت وحشت مىزيستند و فرانسهها بويى از مدنيّت نبرده بودند.
ماها با آن قدرت و عظمت مغرور شديم و طريقه تنبلى و تنپرورى را پيش گرفتيم.
خورديم و خوابيديم و به يكديگر غرض ورزيديم و نتيجه اعمال خود را ديديم.
كسانى كه از دولت و سطوت اسلام، در شبانه روز قرار و آرام نداشتند از ترقى مسلمانان عبرت گرفتند و قانون اسلام را راه نجات خويش يافتند و درصدد تداوى دل ريش برآمدند و تخم تمدن را از ما گرفته در مزرعه همت كاشته و از چشمه علم آبياريش نموده و ثمرات بىپايان از آن برده، صاحب ثروت و صنعت و هنر و شجاعت شدند.
ولى ما در بستر جهل آسوده خفتيم و در بوته نادانى سوختيم.
آنچه از علوم و صنعت داشتيم از دست ما گرفتند و دواير علم را وسعت دادند و به اصلاح امور خود برآمدند.
و ما عمرى به بطالت گذرانيده، روزگارى به كسالت صرف نموديم و زمان نعمت را قدر ندانستيم و پاس رحمت پروردگار نگذاشتيم و طغيان نموديم و كفران ورزيديم.
به ذلّت يكديگر كوشيديم و نقمت همديگر را خواستيم تا آنكه دوره سعادت منقضى شد و ايّام اقبال به وبال انجاميد و روزگار به ادبار رسيد. مكنت به نكبت و سعادت به شقاوت و نعمت به نقمت مبدّل گرديد. به همان قسم كه خداوند در قرآن [به اين مضمون] خبر مىدهد: «الناس مجزيون باعمالهم ان خيرا فخيرا و ان شرّا فشرّا.»[١]
[١] - مضمون آن، در حديث به صورت زير آمده است:
عن ابى عبد اللّه( ع) قال:« امّا اقام العالم الجدار اوحى اللّه تبارك و تعالى الى موسى( ع) مجازى الابناء بسعى الآباء ان خيرا فخير و ان شرا فشرّ»:« از امام صادق( ع) هنگامى كه آن دانشمند( خضر پيامبر) آن ديوار كه در قرآن بيان آن آمده را( تعمير كرد و) برپا داشت.[ اشاره به آيه ٨٢، سوره كهف] خداوند تبارك و تعالى به موسى وحى فرمود كه من فرزندان را در ازاى تلاش پدران جزا مىدهم. اگر آن تلاش نيك باشد، اين جزا هم نيك و اگر آن تلاش شر باشد، اين جزا هم شر است». بحار الانوار، ج ١٣، ص ٢٩٦