سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٤٤
شديم.
من عرض كردم: «اى عزيز مكرم! اين همه كه شما از كلّاشى و اخّاذى اهل آستانه سخن رانديد، شايد به واسطه آن است كه آنها امر معاش منظّمى ندارند و از روى اضطرار، اين حركات قبيحه را مىنمايند.»
فرمود: «اى برادر! اين چه سخن است كه مىفرمايى؟ تمام آنها از آستانه موظف هستند و هر كدام، از قراء و دهات و دكاكين و مستقلّات ديگر تيول دارند.
چنانچه شنيدهام كه نايب التّوليه مبلغ گزافى از آستانه حقوق دارد و مقدارى از دكاكين و دهات تيول اوست. مثلا دكانى كه ماهى يك تومان در سابق اجاره آن بود از همان ميزان تيول نموده حال هر دكان را ماهى سه تومان اجاره و سالى سى و شش تومان به علاوه پول شيرينى مىگيرد؛ درواقع يك تومان را شش تومان مىگيرد. و به همين قسم دهاتى كه در تيول اوست، يك بر شش اضافه اخذ عمل دارد.
و همچنين معاون التوليه، معاضد التوليه، حاجب التوليه، فلان التوليه و به همين قسم سركشيك اول و دويّم و سيّم و چهارم و پنجم و از همين قرار است حقوق بعضى از خدمه ديگر مانند فراشباشى و چراغچىباشى و ديگران.
و امّا بعضى ديگر هم هستند كه به اسم خدمت سالى چهار تومان و سه خروار جنس موظف هستند. بعضى از آنها يك خدمت دارند و بعضى حقّ دو خدمت مىبرند و بعضى حقوق سه خدمت مىبرند. و اين طبقه، همگى كاسب هستند و در بازار كسب مىكنند، هم مداخل كسب مىبرند و هم حقوق خدمتى.
و از املاك و مستقلات حضرتى سالى هشتصد هزار تومان به اسم خدمت و وظيفه و مستمرى بايد ببرند و اين جمله عايدات ملكى است، غير از نذورات و تعارفات و انعامات و پول زيارتنامه خوانى و نياز دعاگويى و نايبالزيارگى و غيره و غيره و اگر تمام عايدات ايشان را بخواهيم حساب كنيم سالى سه كرور[١] متجاوز خواهد شد، غير از آنچه از خزانه حضرت مىبرند و از انبار حضرتى مىدزدند و غير از آنچه از براى دولت
[١] - كرور: نصف ميليون.